عکس بازیگران سینما باران کوثری و عزت الله انتظامی

The image “http://media.farsnews.com/Media/8606/ImageReports/8606210639/12_8606210639_L600.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

عکس هنرپیشه های سینما عزت الله انتظامي و حسام نواب صفوي

عکس بازیگران سینما عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، مسعود کیمیایی و مجید میرفخرایی (اهداکنندگان تندیس

عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، مسعود کیمیایی و مجید میرفخرایی (اهداکنندگان تندیس) - 20 شهریور 1386 - کاخ موزه سعدآباد - یازدهمین جشن خانه سینما

بکگراند زیبا از باران کوثری و عزت الله انتظامی

عکس از عزت الله انتظامی و باران کوثری و حسام الدین نواب صفوی بازیگر سینما

http://ellana.blogfa.com/

عکس بازیگران سینما عزت الله انتظامی در مراسم اختتامیه فیلم فجر‎

http://www.vatandost.com/

عزت الله انتظامی در مراسم اختتامیه فیلم فجر‎

http://www.vatandost.com/

گپی با استاد عزت الله انتظامی

http://www.vatandost.com/

درباره عزت الله انتظامى چه مى توان گفت، جز آن كه او استاد سينماى ايران است، چه در بازيگرى و چه در انسانيت. «آقاى بازيگر» سينماى ايران تا سال گذشته در ۵۰ فيلم به ايفاى نقش پرداخته بود، آثارى كه بسيارى از آنها در جشنواره هاى داخلى و خارجى مورد توجه قرار گرفته و برخى از آنها جوايزى را براى اين بازيگر پيشكسوت سينماى ايران به ارمغان آورده است. انتظامى در جشنواره بيست و ششم با دو فيلم «آتش سبز» ساخته محمدرضا اصلانى و «شب» به كارگردانى رسول صدرعاملى حضور دارد كه هر دو اثر در بخش مسابقه سينماى ايران به نمايش در مى آيند. درباره ويژگى هاى اين دو فيلم، نقش هاى او و موضوع جشنواره با عزت الله انتظامى گفت و گو كرده ايم.

آقاى انتظامى، به خوبى مى دانم كه هر فيلمنامه اى را نمى پذيريد و در هر فيلمى بازى نمى كنيد، اما مى خواهم بفرماييد كه چطور شد بازى در فيلم «آتش سبز» را پذيرفتيد، بويژه اين كه محمدرضا اصلانى تنها يك فيلم در سال هاى دور ساخته است. آيا از ايشان شناخت كافى داشتيد
من «شطرنج باد» را ديده بودم و كارهاى ديگرش را هم دنبال كرده بودم. از طرف ديگر شخصيت خود او براى من اهميت داشت، چون بسيار آدم متشخصى است و در كار خودش استاد است. در مستندسازى خيلى ورزيده و تواناست، در عين حال انسان قابل احترامى هم هست. ايشان از من دعوت به كار كرد و من هم پذيرفتم. از طرف ديگر قاسم قلى پور تهيه كننده فيلم را مى شناختم.

اين فيلمنامه چه ويژگى هايى داشت كه شما را علاقه مند به بازى در آن مى كرد
من ملاك هايى براى انتخاب نقش هايم دارم كه در هر كارى مد نظر قرار مى دهم. البته اين كار، فيلمنامه به آن معناى مصطلح و مشخص نداشت، بلكه داستان تكه تكه اى داشت و من در هر يك از اين بخش ها نقش خاصى را بازى مى كنم. مثلاً يك جا كاوه آهنگرم، يك جا شاهد ناظر يك سرى ماجرا هستم، يك بار قاضى هستم ودر واقع اين فيلم كولاژى از چند قصه است كه در كنار هم داستان فيلم را تشكيل مى دهد.

به نظر مى رسد در ميان ۵۲ فيلمى كه بازى كرده ايد، اين نقش بسيار متفاوت است، چرا كه در هيچ فيلمى شما در چند نقش ظاهر نشده بوديد، گرچه در فيلم «ناصرالدين شاه آكتور سينما» در دو نقش بازى مى كرديد
بله، همين طور است. البته اين نقش ها بلند و طولانى نيستند، بلكه هر كدام كوتاه و گذرا هستند، اما من از اين كار راضى ام.

كار «شب» رسول صدر عاملى چگونه بود آيا از بازى در فيلم اين كارگردان كه باز هم براى اولين بار اتفاق مى افتاد، راضى هستيد
اين كار در زمستان سال گذشته فيلمبردارى شد و كار سختى بود، چون در سرماى وحشتناك ۱۵ درجه زير صفر اتفاق مى افتاد. به هر تقدير، از بازى در اين نقش هم راضى ام، وقتى صدرعاملى فيلمنامه را به من داد، آن را خواندم و از آن خيلى خوشم آمد. از نظرات او هم خيلى استفاده كردم. اميدوارم كار خوبى از آب درآمده باشد.

در اينجا فكر مى كنم نقش يك زندانى را بازى مى كنيد. درست است
قصه را كه نمى شود بگوييم.

نه درباره نقش بگوييد
يك زندانى پير است كه گروهبانى قرار است او را به زندان منتقل كند، در مسير رسيدن به زندان به مشهد مى رسند و زندانى اصرار مى كند كه به زيارت بروند و مشكلاتى به وجود مى آيد.‎

پس اين هم نقش متفاوتى براى شما به شمار مى آيد، چون از ابتدا تا انتهاى فيلم دست شما به دستبند گروهبان گره خورده و اين مانعى براى مانور دادن شماست
بله.

خب، اين كار شما را سخت تر نمى كرد
راستش اوايل كار قدرى وحشت كردم و گفتم شايد نتوانم از عهده اش بربيايم، البته موقعى كه فيلمنامه را مى خواندم، تصور ديگرى از كار خودم داشتم، اما در آن شرايط وضع كمى فرق كرده بود. به هر حال با كمك صدرعاملى خيلى زود عادت كردم و جلو آمدم. البته نقش كارگردان در همين جاها مشخص مى شود، اكثر كارگردان هايى كه با آنها كار كرده ام، همين طور بوده اند.

آيا همه داستان در شب اتفاق مى افتد
بله، در يك شب داستان آغاز مى شود و به پايان مى رسد. فيلمبردارى اين فيلم از اول اسفند ماه آغاز شد و تا يك روز قبل از نوروز ادامه داشت، وقتى من رسيدم به تهران، درست وقت سال تحويل بود.

خب، اين كه تمام صحنه ها در شب فيلمبردارى مى شد، كار شما را با دشوارى همراه نمى كرد به هر حال براى بازيگرى به سن و سال شما قدرى ناراحت كننده بايد باشد
بله، روزها استراحت مى كرديم و شب ها كار مى كرديم. البته در هتل هم كه بودم، تماشاگران سينما كه به ما لطف دارند، دائم به سراغم مى آمدند و خيلى فرصت استراحت هم نداشتم، اما خب خيلى خوشحالم كه كار خوبى شده است. البته فيلم را خودم هنوز نديده ام، اما آنطور كه رسول صدر عاملى مى گفت، كار خوبى شده، من هم خوشحالم كه توانسته ام كار خوبى داشته باشم. به نظر من كار قابل تأملى است. حالا اين كه مضمونش چه هست و در كدام بخش قرار مى گيرد، بحث من نيست. فقط مى خواهم بگويم كارى شده كه قابل اعتناست. البته در كارهاى على حاتمى هم پيش آمده بود كه شب ها كار مى كرديم. اميدوارم كار «شب» فيلمى شده باشد كه تماشاگر را راضى كند.

آيا شما عادت به ديدن راش ها قبل از تدوين فيلم داريد
نه، من اصلاً اين كار را دوست ندارم، براى اين كه دوست دارم كارم را تا آخر بازى كنم و پس از آماده شدن فيلم، ببينم. تنها يك بار اين كار را كردم و آن هم فيلم «گاو» داريوش مهرجويى بود كه در روستايى در قزوين كار مى كرديم و مهرجويى ما را برد تا كارمان را روى ميز مونتاژ ببينيم. بعد از آن ديگر اين كار را نكردم.

جدا از دو فيلم «آتش سبز» و «شب» آيا نقش جديدى براى بازى نپذيرفته ايد
نه فعلاً، فقط قرار است در فيلم «زادبوم» از ابوالحسن داوودى بازى كنم كه در آلمان اتفاق مى افتد. از سال گذشته همين دو كار را داشتم كه هم با محمدرضا اصلانى و هم صدرعاملى تجربه خوبى بود و از همكارى با اين دو بزرگوار استفاده كردم.

آخرين كارى كه از شما روى پرده ديده ايم، «ميناى شهر خاموش» است كه سال گذشته در جشنواره حضور داشت و بازى شما هم مورد توجه قرار گرفت.
اين فيلم هنوز به نمايش درنيامده است.

بله، اما آخرين كار سينمايى شما پيش از «آتش سبز» و «شب» همين كار بوده، درست است
بله، آن هم كار سختى بود، اما حيف كه مهجور واقع شده است. گرچه در جشنواره چند جايزه گرفت، اما مهم اين است كه مردم يك فيلم را ببينند.

شما جوايز زيادى در داخل و خارج از كشور گرفته ايد كه آخرين جايزه تان هم سيمرغ جشنواره فيلم فجر سال گذشته بود. به نظر مى رسد گرفتن جايزه ديگر شوقى در شما بر نمى انگيزد، اما دوست دارم بفرماييد چه چيزى شما را خوشحال مى كند
واقعيت اين است كه بهترين جايزه براى من، نظر تماشاگران است. اين را بدون تظاهر مى گويم. اين كه مردم به خاطر بازى در فيلمى مرا در خيابان مى بينند و به سويم مى آيند و ابراز لطف مى كنند، اين برايم بهترين جايزه است و حالا هرچه تعداد بيشترى از تماشاگران به خاطر كارم تحت تأثير قرار بگيرند و رضايت آنها جلب شود، جايزه ايم بزرگتر مى شود. به هر حال ارزش كار يك بازيگر را تماشاگر مشخص مى كند. وقتى در مشهد كار مى كرديم و ميان مردم بوديم، بخوبى حس مى كردم كه هنرمندان چقدر براى مردم قابل احترامند.

شايد پاسخ به اين سؤال از بازى در يك فيلم براى شما سخت تر باشد، اما اگر امكان دارد بفرماييد بين اين ۵۲ فيلمى كه بازى كرده ايد، كدام يك را بيشتر دوست داريد
راستش من هميشه سعى كرده ام براى كار كردن فيلم هايى را انتخاب كنم كه خداى نكرده طورى نباشد كه نتوانم درباره اش پاسخگو باشم. البته من در ميان كارهايم دو، سه تا فيلم دارم كه هرگز آنها را نديده ام، در واقع خجالت مى كشم كه در آنها بازى كرده ام، چون آن چيزى كه مى خواستم، نشده است. به هر حال فيلم يك سند است و مى توان به گذشته بازگشت و دوباره مرورش كرد، بنابراين سعى كرده ام خوب انتخاب كنم. يكى از شانس هاى من همين بوده، يعنى خدا كمك كرده كه خوب انتخاب كنم و گزيده كار كنم. در تئاتر هم همين طور بود.