عکس آزاده صمدی بازیگر نقش غزل در سریال راه بی پایان

آزاده صمدي

سارا خوئینی ها بازیگر سینما

عکس بسیار زیبای نیکی کریمی بازیگر سینما در فیلم زن دوم

زن دوم با بازی نیکی کریمی و محمد رضا فروتن

محمد رضا فروتن و نیکی کریمی در " زن دوم"

عکس نیکی کریمی بازیگر سینما در" زن دوم"

عکس از بازیگر سینما سارا خوئوینی ها

http://ellana.blogfa.com

رزیتا غفاری بازیگر سینما در" پشت پرده مه "

فیلم سینمایی " پشت پرده مه " به کارگردانی پرویز شیخ طادی از چهارشنبه گذشته به فیلم های در حال اکران سینماهای تهران پیوست.

به گزارش خبرنگار سینمایی " مهر "، فیلم سینمایی " پشت پرده مه " داستان پسر بچه ناشنوای روستایی را روایت می کند که با تحریک دوستانش مبنی برعشق آموزگار روستا به مادرش دچار توهم و بحران روحی می شود. این تصور او را به یک دوئل دیدنی با معلم سوق می دهد. رزیتا غفاری ، جهانگیر الماسی ، علیرضا شیخ الاسلامی ، فاطمه طاهری و محمد طاهری بازیگران این فیلم هستند. این فیلم در 5 سالن سینمای عصر جدید 1، صحرا، فرهنگ 2، گلریز 2و مرکزی2 اکران می شود.

فیلم سینمایی " نوک برج " به کارگردانی کیومرث پور احمد که از درونمایه طنزعاشقانه ای برخوردار است، همچنان با برخورداری از 17 سالن سینما، بیشترین تعداد سالن در تهران را در اختیار دارد. این فیلم داستان پسری به نام امید را روایت می کند که هرچه می گوید عاشق شده است کسی حرفش را جدی نمی گیرد ولی وقتی او را در نوک برج می بینند که در وضعیت نامتعادلی ایستاده، می فهمند موضوع مهم است. در این فیلم محمد رضا فروتن، نیکی کریمی، لیلی رشیدی و امیر حسین صدیق بازی می کنند.

این فیلم در سینماهای آفریقا، سعدی، جوان، عصر جدید 2، قیام، مرکزی، شیدا، آسیا، ایران 1، پارس 1، کارون، پایتخت، جی 1، ناهید، ماندانا، حافظ و تهران 2 به نمایش در می آید.

فیلم سینمایی " اسپاگتی در 8 دقیقه " به کارگردانی رامبد جوان این هفته با در اختیار گرفتن یک سالن بیشتر با 15 سالن سینما به نمایش خود ادامه می دهد. این فیلم داستان یک سند ازدواج ششصد ساله است که ارتباط عاطفی بین دو همسایه در یک برج مسکونی را موجب می شود و در این میان دو کودک داستان با همکاری وهمدلی سقف مشترکی را برای پدر ومادرشان طلب می کنند. در این فیلم رامبد جوان ، ساراخوئینی ها، آتیلا پسیانی، افسانه چهره آزاد، محسن قاضی مرادی، حسین محب اهری، محمود بهرامی و مریم کادیای حضور دارند.

این فیلم در سالن سینماهای شهر تماشا ،1 شهر قشنگ، قدس، شقایق، جی 3، ماندانا، ایران 3، پیروزی، پیوند، بهمن 2، گلریز 1، دهکده المپیک، توسکا، آستارا، فلسطین 3 و تهران 1اکران می شود.

فیلم سینمایی " گیلانه " زندگی جوانی به نام اسماعیل را تصویر می کند که در اوج موشک باران شهرهای ایران،راهی جبهه جنگ می شود. می گُل نگران و بی تاب شوهر در تهران و گیلانه مادری نگران و پرتلاش است که برای خوشبختی فرزندانش تلاش می کند. 15 سال بعد حکایت غربت گیلانه و اسماعیل معلول و چشم به راه رسیدن مسافری از جنوب روایت می شود. در این فیلم فاطمه معتمد آریا، بهرام رادان، باران کوثری، ژاله صامتی، شاهرخ فروتنیان، مجید بهرامی و نیره فراهانی بازی می کنند.

این فیلم در سینماهای فرهنگ 1، ایران 2، سپیده 2، جی 2، شهر تماشا 2، کانون، موزه سینما و فلسطین 2نمایش داده می شود.

فیلم سینمایی " بید مجنون " به کارگردانی مجید مجیدی این هفته با 8 سالن سینما به اکران خود ادامه می دهد. این فیلم، داستان یک استاد دانشگاه به نام یوسف را روایت می کند که با عمل قرنیه چشم ،بعد از چندین سال بینا می شود. از این زمان به بعد یوسف دچار تغییر و تحولات درونی می شود و نسبت به زندگی و شرایط خود با تردید مواجه می گردد. در این فیلم پرویز پرستویی، رویا تیموریان، محمود بهراز نیا، صغری عبیسی، شراره دولت آبادی، ملیکا اصلانی و لیلا اوتادی به عنوان بازیگران اصلی به ایفای نقش می پردازند.

این فیلم در سینماهای بهمن 1، استقلال، شاهد، فردوسی، فلسطین 3، مرکزی 2، سروش و میلاد به نمایش در می آید.

فیلم های سینمایی "سالاد فصل " به کارگردانی فریدون جیرانی در سینماهای جمهوری، بلوار و پیام انقلاب، " شارلاتان " ساخته آرش معیریان در سینماهای پارس 2، رودکی و سحر، " بازنده " اثر قاسم جعفری در سالن های ملت، اروپا و المپیا و " خیلی دور، خیلی نزدیک " به کارگردانی رضا میر کریمی در سالن های عصر جدید3 و سپیده 1اکران می شوند. همچنین فیلم های سینمایی ماهی ها عاشق می شوند، زن زیادی، هدف سخت، فستیوال فیلم های ایرانی، فستیوال فیلم های خارجی، 13 گربه روی شیروانی، فاز 4، جایی برای زندگی و زندان زنان در سالن سینماهای آسمان آبی، ندر، آرش، سارا، کریستال، فرخ، کریستال 2، تهران 1و شیرین نمایش داده می شوند

کیومرث ملک مطیعی

فیلم سینمایی قائده بازی به کارگردانی احمدرضا معتمدی

علیرضا خمسه و حمید لولایی

سعید پورصمیمی

الناز شاکردوست فیلم سینمایی قائده بازی به کارگردانی احمدرضا معتمدی

الناز شاکر دوست  و عکس توپ

عکس هنرپیشه های سینما الناز شاکر دوست

الناز شاکر دوست در حال حرکات موزون

الناز شاکر دوست و بکگراند زیبا

الناز شاکر دوست با چشمانی سبز

الناز شاکر دوست

عکس بازیگران سینما الناز شاکر دوست امین حیایی و حسام الدین نواب صفوی

به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند

به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند
به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند


سينماي ما- بهاره رهنما بازی در فیلم سینمایی "دایره زنگی" به کارگردانی پریسا بخت‌آور را بهترین فرصت برای آغاز دوره جدید بازیگری خود دانست و گفت به کارگردان پیشنهاد دادم به من فرصت بدهد و اگر بازی متفاوتی ارائه دادم با حضورم در نقش موافقت کند. واقعا تلاش کردم و بخت‌آور در تست گریم غافلگیر شد. من نقش شعله را در "دایره زنگی" از خودم متفاوت و مسن‌تر ترسیم کردم. مجموعه طراحی لباس و گریم، کارگردانی مناسب و تلاش خودم باعث شد نقش متفاوت از سایر نقش‌هایم جلوه کند."
وی ادامه داد: "معتقدم بازیگری که به سی و چند سالگی می‌رسد برای ورود به دوره بعدی کار خود به تغییرات نیاز دارد. "دایره زنگی" برای من بهترین فرصت بود تا دوره جدید خود را در بازیگری آغاز کنم. من در این فیلم در نقش زنی میانسال ظاهر شدم که برای اثبات شاعر بودن خود تلاش می‌کند؛ زنی که با برونگرایی در نوع ظاهر خود قصد دارد بگوید من هستم."
بازیگر نقش شعله "دایره زنگی" را اثری متفاوت در کارنامه خود دانست و افزود: "فیلم اثری بدیع در داستانگویی و فیلمبرداری است. البته من در گذشته در فیلم‌هایی با روایت‌های غیرخطی و غیرکلاسیک مثل "شبانه" و "گاوخونی" بازی کرده‌ام و معتقدم این فیلم با وجود فروش خوب متعلق به سینمای عامه‌پسند نیست."
وی درباره حضور خود در یک فیلم اول گفت: "اصولا فیلمسازان در ساخت فیلم اول خود با شور و اشتیاق کار می‌کنند و با نگاه خوب وارد سینما می‌شوند. به همین دلیل عمدتا فیلم‌های اول از کارهای ماندگار سینما محسوب می‌شوند و من از حضور در چنین فیلم‌هایی استقبال می‌کنم. فیلمنامه برای من اهمیت زیادی دارد و در این فیلم نیز یکی از دلایل قبول نقش فیلمنامه موفق بود."
رهنما ادامه داد: "من با پریسا بخت‌آور در چند پروژه موفق همچون مجموعه تلویزیونی "من یک مستاجرم" و نمایش "پیش از ناشتایی" همکاری کرده بودم و به نوعی ایشان را یک کارگردان جدی و کوشا می‌دانم. به همین دلیل از قبل به کاری که قرار بود با این گروه انجام دهم اطمینان داشتم."
بازیگر "دایره زنگی" در پایان گفت: "این فیلم جزو آثاری است که مفاهیم اجتماعی را به طور خاص و ظریف بیان و ما را متوجه اتفاقی می‌کند که اکنون برای نسل جوان در حال شکل‌گیری است. مجموعه بازی‌ها، حضور ستارها کنار هم، بداهه‌های محمدرضا شریفی‌نیا و مدیری، کارگردانی، فیلمنامه و ... از معیارهای مهم فیلم هستند که می‌توانند باعث ارتباط خوب آن با مخاطب شوند."

طنزها نود شبي اكران مي‌شود و مرگ سينما در راه است

طنزها نود شبي اكران مي‌شود و مرگ سينما در راه است
طنزها نود شبي اكران مي‌شود و مرگ سينما در راه است


سينماي ما- طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. سامان سالور کارگردان سينما ضمن بيان مطلب فوق افزود: در سينماي کنوني بجز چند فيلم فارسي، چند بازيگر و تهيه کننده مشخص چيز قابل توجهي نيست. بين فيلمسازي و آهن فروشي هم تفاوت چنداني وجود ندارد. سينماگران ما براي انتخاب يک فيلم متفاوت و استاندارد در زمان اکران با مشکل مواجه مي شوند.
وي ادامه داد: در اين چند سال اخير هيچ فيلم ايراني در جشنواره کن، يکي از بزرگ ترين فستيوال هاي فيلم دنيا حضور ندارد و براي سينماگران ما حضور در اين جشنواره آرزو شده است. متاسفانه طنزهاي نود شبي روي سردر سينماها آمده است و با اوضاع بدي که بدنه سينما با آن مواجه شده، به نظر مي رسد مرگ سينماي ايران در راه باشد. بسياري از سينماگران ما براي گذران روزگار در تلويزيون کار مي کنند. فيلمسازان جوان هم که مي خواهند سينما را متحول کنند، آنقدر از آنها حمايت نمي شود که مجبورند فيلم گيشه اي بسازند.
کارگردان فيلم "چند کيلو خرما براي مراسم تدفين" در ادامه تصريح کرد: با اين وضعيت نابسامان سينما نمي توان انتظار داشت سطح سليقه تماشاچي را بالا برد. زيرا سينماي استاندارد در ايران وجود ندارد. بيشتر فيلم هايي که اکران مي شوند هيچ سوژه يا بجز حضور يک دختر و پسر که عاشق هم مي شوند، ندارند و در حال حاضر هم از اين نوع سينما حمايت مي شود.
سالور در ادامه اظهارکرد: سياست گذاران فرهنگي برخلاف شعارهايي که در زمينه حمايت از سينما مي دادند، عمل مي کنند. 90 درصد امکانات محدود سينماي ايران صرف حمايت از فيلم هاي کم ارزش مي شود. با اين شرايط چطور مي توان انتظار داشت فيلم ساز دلزده نشود.
اين کارگردان جوان سينماي ايران به برگزاري جشنواره فيلم فجر اشاره کرد و افزود: جشنواره فيلم فجر هم وضعيت چندان قابل بحثي ندارد. در بسياري موارد مشاهده مي شود که به طور مثال سه فيلم کانديد دريافت سيمرغ بلورين مي شوند و در کمال ناباوري يک فيلم ديگر جايزه را مي گيرد که سريال آن از تلويزيون نيز پخش شده است. متاسفانه نگاه غيرکارشناسانه اي بر جشنواره فيلم فجر حاکم است.
وي تصريح کرد: در تمام دنيا جشنواره ها را براي حمايت از فيلمسازان جواني برگزار مي کنند که به نوع ساختار شکني کرده و تفکري در پشت سوژه هاو فيلم هاي آنها وجود دارد اما در ايران جشنواره فيلم فجر تبديل شده به جايي براي اکران فيلم هايي که قرار است به اکران عمومي در بيايند. با اين اوضاع بايد فيلمسازان ما دست هاي خود را به نشانه تسليم بالا ببرند و با اين وضعيت کنار بيايند.


آسیاب بادی های ذهن من، تخم مرغ های رنگی و بوی عیدی  

آسیاب بادی های ذهن من، تخم مرغ های رنگی و بوی عیدی
آسیاب بادی های ذهن من، تخم مرغ های رنگی و بوی عیدی


سینمای ما- صوفیا نصرالهی: بچه که بودم نزدیک عید همیشه دو تا کار مهم داشتم. یکی رنگ کردن تخم مرغ های عید و بعد هم خرید ماهی قرمز که همیشه دو تا بودند، یکی برای من و یکی خواهرم.همیشه هم من برای ماهی ها اسم می گذاشتم.(ماهی خریدنم درست عین فیلم "بادکنک سفید" پناهی بود. عاشق ماهی های چهاردم سفید و قرمز بودم!) به هر حال این رنگ کردن تخم مرغ و خرید ماهی تا همین امسال هم ادامه داشت. شاید یک جور حس مشارکت در عید را بهم می داد. و این که تا پارسال هم از خیرش نگذشته بودم شاید به خاطر این بود که باعث می شد یک گوشه و کناری از روح و ذهنم قسمتی از کودکی نه چندان دورم حفظ شود. قسمتی که دوست دارم تا پایان زندگی هم همراهم باشد. ولی برعکس من، خواهرم همیشه از زیر بار این کار در می رفت. اوایل با کلی ایده و خلاقیت کنارم می نشست اما راستش معمولا ایده هایش به بار نمی نشستند بس که می خواست حرکت ابتکاری بکند و بعد از چند سال که هر بار تخم مرغ هایش به یک دلیلی خراب شدند خودش از خیر رنگ کردن گذشت. اما امسال وقتی زمان رنگ کردن تخم مرغ ها رسید، خسته و بی حوصله بودم. تازه خبر تعطیلی "هفت" و "دنیای تصویر" را شنیده بودم و هر دو به دلایلی برایم خیلی مهم بودند. اولی برایم نشریه احترام برانگیزی بود که بعضی شماره هایش را خیلی دوست داشتم و دومی هم ماهنامه ای که چند تا از بهترین شماره هایش حاصل کار دوستانم بود و تازه برایش برنامه های جدیدی هم داشتیم. این شد که وقتی مادرم پرسید که بالاخره کی قرار است این یک کار را انجام دهم، گفتم که امسال دیگر حوصله کثیف شدن دست هایم را ندارم و بهتر که از بیرون یک تخم مرغ آماده بخریم. راستش فقط هم قضیه تعطیلی دو ماهنامه مطرح نبود. گاهی در زندگی هر کس زمانی می رسد که همه روابط و ضوابط و قوانین ساده زندگی و حتی موضوع ساده و پیش پا افتاده ای مثل درس خواندنت هم دچار پیچیدگی ها و تردیدهای عجیب و غریب می شود. و متاسفانه همه اش هم نشانه این است که از سرراستی کودکیت داری فاصله می گیری. خلاصه کلافه بودم و فکر می کردم که حالا که در موارد دیگر نشانی از آن خل و چلی صادقانه بچگی نیست چرا با یک تخم مرغ رنگ کردن دم عید بخواهیم انگار به زور همه چیز را عوض کنیم؟!در حال بحث با مادرم بودم که می گفت همین یک کار را هم دیگر نمی خواهی بکنی که خواهرم در کمال تعجب داوطلب شد!
باورتان می شود که تحول، همان تحولی که در فیلم ها می بینیم و گاهی به شدت احمقانه و پیش پا افتاده است ممکن است واقعا به سادگی دیدن یک فیلم یا یک آهنگ یا حتی یک تصویر در زندگی واقعی هم پیش بیاید؟!(همان طور که با خواندن یک خبر هم به راحتی می توان افسرده شد!). و خوب برای من جدا اتفاق افتاد. منتظر نشسته بودم که ببینم این بار ایده خلاقانه خواهرم کی و چه طور خراب می شود و به حرف من می رسند که باید از بیرون تخم مرغ را می خریدیم که دیدم نه! انگار امسال فکرهای عجیب و غریبش دارد نتیجه می دهد!همان طور که بال های رنگی و براق پروانه روی تخم مرغ نقش می بست و مادرم در رفت و آمد بود که برای سفره کدام رومیزی را بیندازد، دیدم که دارم زیر لب آهنگ فرهاد را می خوانم که همه مان یک بار در سال هم که شده، نزدیک عید، یاد "بوی عیدی و بوی توپ" می افتیم. خلاصه انرژی مثبت از رنگ هایی که خواهر به کار می برد یا از هوای بهاری یا از بوی وایتکسی که مادرم ظرف های سفره را در آن گذاشته بود تا سفید شوند یا از آهنگ فرهاد، خلاصه نمی دانم از کجا ولی به همین سادگی یک دفعه وارد همه بدنم شد. شاید انرژی حاصل از ایده ای بود که بالاخره و زمانی که پیش بینی اش هم نمی شد به بار نشسته بود و مگر همین چیزهای کوچک نیست که همیشه امیدوار و آرزومند نگهمان می دارد؟!دیدم سال گذشته اگر آخرش از فشارهای متعدد متراکم شده بود، جوری که انگار داشت می ترکید اما اتفاقات خوشایند هم داشت که نزدیک سال نو رنگ و بوی بهار از آن خاطرات به مشام برسد. در همین سال بد گذشته بود که ده ها دوست جدید پیدا کردم. که اگر چند نفرشان هم واقعا دوست و رفیق نباشند به بقیه شان انقدر اعتقاد و ایمان دارم که نگران تنهایی روزهای سخت زندگیم نباشم. دوستان و روابط قدیمی هم همچنان استوار و محکم پابرجا مانده اند. تجربه ی روزنامه "هم میهن" هم هر چند کوتاه، و توقیف و تمام شدنش دردناک بود، اما همین دوره کوتاه لذت زایدالوصفی با خودش داشت و پختگی از آن نوع که همیشه همراه آدم خواهد ماند.
البته اگر احتمالا خوبی ها و بدی های سال گذشته را یکی یکی می شمردم، بدی هایش می چربید اما وقتی قصد دارید به استقبال سال جدید بروید عاقلانه تر است شرایط را از آنی که هست بدتر نکنید! راستش معتقدم که آمدن سال جدید واقعا یک تحول عظیم است. انگار می شود پرونده ای را کاملا بست و یک پرونده جدید باز کرد. همیشه می توانی امید داشته باشی یا حداقل دلخوش کنی که پرونده جدیدت نکات دوست داشتنی و دلپذیر بیشتری داشته باشد. می توانی از همان لحظه تحویل سال دوباره منتظر معجزه های کوچک شیرین باشی. همین طور که افکارم مثل آسیاب های بادی! در ذهنم می چرخید و می چرخید، تخم مرغ اول هم رنگ شد و خوشگل و آماده در ظرفش جا گرفت. من که حالم حسابی از فلاش بک ها و ایده های خوشایند سرجایش آمده بود و دوباره برای سرحال بودن خودم را توجیه کرده بودم به خواهرم گفتم:"خوب من اون یکی رو رنگ می کنم!". اما خواهرم که حسابی در کارش جدیت دارد و حساب و کتاب و منطق سرش می شود درآمد که:" نه دیگه! خودت گفتی امسال حوصله نداری.اون یکی رو هم خودم رنگ می کنم!"

"مجنون لیلی" پرفروش ترین فیلم اکران نوروز تا به حال

"مجنون لیلی" پرفروش ترین فیلم اکران نوروز تا به حال
"مجنون لیلی" پرفروش ترین فیلم اکران نوروز تا به حال


سینمای ما - فيلم «مجنون ليلي» قاسم جعفري تا ششم فروردين‌ماه پرفروش‌ترين فيلم اكران نوروزي بوده است.

علي سرتيپي ـ پخش‌كننده‌ي اين فيلم ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فروش «مجنون ليلي» را تا شب گذشته (ششم فروردين‌ماه) در 22 سينما تهران، 3/1 ميليون تومان اعلام و بيان كرد: اكران اين فيلم از روز اول فروردين‌ماه به‌صورت محدود آغاز و به مرور به تعداد سينماهاي آن افزوده شد.

وي با اشاره به فيلم «زن دوم» به كارگرداني سيروس الوند به‌عنوان ديگر فيلمي كه توسط فيلميران اكران شده است، اظهار داشت: اين فيلم پس از شش روز در 10 سينماي تهران، 35 ميليون تومان فروخته است. همچنين فروش آن در سينما آزادي نيز روزبه‌روز بهتر مي‌شود.

مصطفي شايسته ـ پخش‌كننده‌ي فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور ـ نيز فروش اين فيلم را 60 ميليون تومان اعلام كرد و به خبرنگار ايسنا گفت: اكران اين فيلم از دوم فروردين‌ماه در 22 سينماي تهران آغاز شد و با توجه به اين‌كه هيچ تبليغي براي آن انجام نشد، فروش بسيار رضايت‌بخش است.

وي ادامه داد: به‌دليل ترافيكي كه براي چاپ كپي‌ها داشتيم، پيش از نوروز موفق به تبليغات شهري و تلويزيوني نشديم كه با مساعدت مدير بازرگاني صداوسيما، تبليغات فيلم از امروز آغاز خواهد شد.

فيلم «به همين سادگي» رضا ميركريمي ديگر فيلم اكران نوروزي است كه تاكنون خبرنگار ايسنا موفق به گرفتن آمار فروش آن نشده است.

محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!

محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!
محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!


سینمای ما - این خبر در شرایطی در رسانه های اینترنتی پخش شده که پیش از این و حدود دو سه ماه پیش نیز شبیه این خبر به گوش می رسید. این در حالی است که گلزار در لحظه سال تحویل در شبکه پنج سیما حاضر شد و با مردم ایران سخن گفت. آیا امکان دارد که پس از این حضور تلویزیونی و در فاصله ای چنین اندک در روزهای تعطیل، چنین تصمیمی گرفته شده باشد؟ این در شرایطی است که طبق شنیده ها، گلزار قرارداد بازی در فیلم جدیدش را با عنوان دو خواهر امضا کرده است. متن کامل خبر به نقل از خبرگزاری آفتاب به این شرح است: یکی از بازیگران مطرح کشور، ممنوع الکار شد. به نقل از فردا، محمدرضا گلزار، از هنرمندان سرشناس کشور، ممنوع التصویر شد. محمدرضا گلزار از مطرح ترین جوانان سینمای ایران است که در میان جوانان ایرانی از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است. گفتنی است، محمدرضا گلزار، بازیگر و نوزانده سابق گروه آریان بوده است که در فیلم های کما،آتش بس، گل یخ، کلاغ پر،بوتیک،و ... ایفای نقش نموده بود. هنوز از دلایل ممنوع التصویر شدن گلزار،اطلاع بیشتری در دست نیست

شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"

شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"
شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"


سینمای ما - اداره كل ثبت احوال استان فارس از تهيه كنندگان مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

به نوشته الف وکیل اداره كل ثبت احوال استان فارس ، با تهیه و تقدیم دادخواستی به دادگستري فارس از مسئولان و دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شیراز و القاي سوئ استفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز.

در اين دادخواست، ثبت احوال استان فارس خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است.

سریال طنز مرد هزار چهره با کارگردانی و بازی مهران مدیری از روز اول فروردین 87 ، هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش می شود. در قسمتهای اول و دوم این سریال، دیوانسالاری پیچیده و نظام اداری کشور بطور غیر مستقیم به باد تمسخر گرفته شده است.

در سریالهای مشابه و طنزهای انتقادی قبلی مهران مدیری، ناهنجاری های نظام اداری و سیاسی کشور بدون اشاره مستقیم به سازمان یا محلی خاص، نقد می شد اما در داستان "مرد هزار چهره" ، ناهنجاری های اداری در اداره ثبت احوال شیراز- به عنوان نمونه ای از ادارات کشور - اتفاق می افتد.

نویسنده و بازیگر مجموعه تلویزیونی "ساعت خوش" دار فانی را وداع گفت

نویسنده و بازیگر مجموعه تلویزیونی "ساعت خوش" دار فانی را وداع گفت


سینمای ما - داوود اسدي بازيگر سينما و تلويزيون ساعت دو بامداد امروز - شنبه و در سومين روز از فروردين در سن ‪ ۳۸‬سالگي بر اثر سكته قلبي در گذشت.

"ساعت خوش" نخستين تجربه تلويزيوني اين هنرمند بود. مرحوم اسدي كه پس از بازي در اين مجموعه تلويزيوني به چهره اي شناخته شده براي بسياري از بينندگان تلويزيوني و بخصوص جوانان تبديل شده بود، طي سالهاي اخير كمتر به ايفاي نقش در سريالها پرداخت.

وي در مجموعه تلويزيوني "خط شكن" به كارگرداني "مسعود تكاور" نيز ايفاي نقش كرد و آخرين فعاليت هنري وي در عرصه سينما و تلويزيون بازي در مجموعه "تلفن همراه" به كارگرداني تكاور بود و يك روز از بازي وي در اين مجموعه تلويزيوني ‪ ۲۰‬قسمتي باقي مانده بود.

مرحوم اسدي همچنين در سه فيلم "سرحد"، "مادرم گيسو" و "ديدار" بازي كرده است.

وي قرار بود در فيلم "مراسم تدفين" به كارگرداني "بابويه اي" كه فيلمبرداري آن روز هفدهم فروردين آغاز مي شد، ايفاي نقش كند.

اسدي همچنين در عرصه فيلمنامه نويسي و گرافيك فعاليت داشت. نويسندگي مجموعه انيميشن هاي آموزشي اداره اجتماعي ناجا از آخرين كارهاي او بود.

پيكر اين هنرمند فقيد كه فرزند سه ماهه اي به نام "دانيال" از او به يادگار مانده است، صبح يكشنبه پس از تشييع،‌ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده مي شود.

حامد بهداد برای «مجنون لیلی» می‌خواند

حامد بهداد برای «مجنون لیلی» می‌خواند
حامد بهداد برای «مجنون لیلی» می‌خواند


سینمای ما - روابط عمومي «مجنون ليلي» خبر داد: «حامد بهداد» كه براي اولين‌بار با خواندن يك قطعه ترانه از فصل‌هاي پاياني فيلم «مجنون ليلي» با آهنگسازي پيام شمس خوانندگي را تجربه كرد، جايگزين «احسان خواجه‌اميري» شده است.
«الناز شاكردوست» نيز علاوه بر بازيگري در فيلم دكلمه دو شعر از فروغ فرخزاد و سهراب سپهري را انجام داده است، ضمن اينكه مازيار فلاحي خواننده جوان، تيتراژ پاياني و چند قطعه عاشقانه فيلم را خوانده است.
براساس گزارش، پيش از اين احسان خواجه‌اميري، ترانه‌اي را براي فيلم اجرا كرده بود كه موردپسند كارگردان واقع نشد.
فيلم سينمايي «مجنون ليلي»؛برنامه ويژه نوروز سينماهاي تهران و شهرستانها است كه قرار است از 27 اسفند در گروه سينماي آفريقا بر روي پرده رود و اميد مي‌رود كه باتوجه به پربازيگرش بودنش و قصه جذاب و نو كه به موضوع روز عشق و مهرورزي مي‌پردازد، يكي از جذاب‌ترين و پرمخاطب‌ترين فيلم‌هاي سينمايي ايران در سال 87 تبديل شود.
شايان ذكر است كه كارگرداني و تهيه‌كنندگي فيلم بر عهده قاسم جعفري است و پخش آن نيز بر عهده سازمان بين‌المللي فيلميران است كه سال گذشته پخش فيلم پرفروش «اخراجي‌ها» را برعهده داشته است.
محمدرضا گلزار، الناز شاكردوست، حامد بهداد، حميد گودرزي، ابوالفضل پورعرب، نيما شاهرخ‌شاهي، گلاره عباسي، يوسف تيموري، شهرزاد جعفري، زهره مجابي، رضا رويگري و.... در فيلم سينمايي «مجنون ليلي» به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

«حلقه سبز لطمه‌هاي جبران ناپذيري بر سيستم اهداي عضو كشور وارد كرد»

«حلقه سبز لطمه‌هاي جبران ناپذيري بر سيستم اهداي عضو كشور وارد كرد»
«حلقه سبز لطمه‌هاي جبران ناپذيري بر سيستم اهداي عضو كشور وارد كرد»


سینمای ما - آمنه رستمي، روانشناس تيم پيوند اعضاي دانشگاه شهيدبهشتي تهران گفت: سريال حلقه سبز لطمه‌هاي جبران ناپذيري بر سيستم اهداي عضو كشور وارد كرد.

 رستمي افزود: پس از پخش سريال حلقه سبز، بسياري از افراد كه داوطلبانه كارت اهداي عضو در صورت مرگ مغزي دريافت كرده بودند، از اهدا انصراف داده‌اند.

وي اضافه‌كرد: تعداد زيادي از اين افراد دليل‌انصراف خود را خرافه سرگردان شدن روحشان عنوان مي‌كنند اين موضوع در سريال حلقه سبز به بيننده القا مي‌شود.

رستمي اظهاركرد: از ديگر لطمه‌هايي كه سريال حلقه سبز به سيستم اهدا عضو وارد كرد طرح رابطه مالي ميان بيمار و پزشك بود كه موجب مي‌شود بيماران تصور كنند افراد پولدار در اولويت اهداي عضو هستند.

مدير واحد فراهم‌آوري اعضاي پيوندي دانشگاه شهيد بهشتي‌افزود: چنين ضربات غيرقابل جبراني به باورعمومي درحالي وارد مي‌شود كه اولويت بندي بيماران دريافت اعضاي اهدايي، هرگز به بيمارستان مربوط نمي‌شود.

رستمي اضافه‌كرد: برخلاف آنچه‌كه در سريال حلقه سبز پخش شد، مسئوليت تاييد مرگ مغزي به عهده يك فرد نيست و بايد چهار متخصص بيهوشي، داخلي، قلب و اعصاب مرگ مغزي را تاييد كنند و سپس نوبت به‌متخصص پزشكي قانوني مي‌رسد كه به نمايندگاني از قوه قضاييه مرگ را تاييد و پس از آن نماينده قوه قضاييه بايد رضايت اولياي دم را جلب كند.

وي گفت: در مجموعه حلقه سبز هيچ‌گونه كار كارشناسي انجام نشده و هيچ كارشناس پيوندي در جريان توليد آن حضور نداشت در حالي كه براي ساخت چنين سريالهاي بايد از افراد متخصص استفاده شود.

رستمي اظهار داشت: ساخت فيلم‌هاي مستند در زمينه اهداي عضو، پس از مرگ مغزي تاثير بيشتري بر روي مردم مي‌گذارد و ما اميدوارم مسئولان صدا و سيما با ساخت فيلم‌هايي واقع‌بينانه، تا حدودي صدمات وارده به سيستم اهداي عضو را جبران كنند.


ليلا حاتمي بازيگر نقش اول زن «بي‌پولي» شد

ليلا حاتمي بازيگر نقش اول زن «بي‌پولي» شد
ليلا حاتمي بازيگر نقش اول زن «بي‌پولي» شد


سینمای ما - ليلا حاتمي بازيگر نقش اول زن «بي‌پولي» شد. فيلم «بي‌پولي» دومين فيلم حميد نعمت‌الله پس از بوتيك است كه چندي پيش پروانه ساخته خود را به تهيه كنندگي مصطفي شايسته دريافت كرده و قبلاً بهرام رادان براي بازي در اين فيلم انتخاب شده بود. ليلا حاتمي دومين بازيگري است كه پس از بهرام رادان حضورش در فيلم قطعي شده و قرار است ايفاگر نقش اول زن فيلم باشد.«بي‌پولي» قرار است در اوايل فروردين ماه امسال كليد بخورد.

کمدی تازه امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا

کمدی تازه امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا
کمدی تازه امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا


سینمای ما: اين روزها كه تب كمدي سازي در سيناي ايران بالا گرفته يا فيلمي از اين ژانر در حال اكران است يا در مرحله ‏فيلمبرداري است يا مراحل فني را طي ميكند تا براي اكران اماده شود. «يه اشتباه كوچولو » به كارگرداني محسن ‏دامادي يكي از كمدي هاي است كه اين روزها مراحل تدوين خود را سپري مي كند تا به گفته داود موثقي تهيه ‏كننده اش براي اكران در يكي از ماه هاي تابستان سال جاري اماده شود. اين فيلم پس از سالها حضور دامادي به ‏عنوان فيلمنامه نويس و كارگردان فيلم هاي تلويزيوني ، نخستين تجربه فيلمسازي وي محسوب ميشود. دامادي كه ‏كار حرفه ايي اش را در سينما با نگارش فيلم كمدي« آپارتمان شماره13» به كارگرداني يداله صمدي شروع كرده ‏نخستين فيلم خود را هم در اين ژانر ساخته است: « همواره دوست داشتم فيلم كمدي بسازم اما به دليل فضاي ‏نامناسبي كه پيرامون اين ژانر در سينما و تلويزيون به وجود آمده هميشه از اين كار امتناع مي كردم ، ولي سينماي ‏حرفه اي قواعد خاص خودش را دارد براي قرار گرفتن در بدنه اين سينما مي بايست با احتياط قدم برداري و من ‏هم چون از اين قاعده مثتسني نيستم ، لاجرم براي فيلم اولم به سراغ سوژه ايي رفتم كه در جذب مخاطب با مشكل ‏كمتري روبه رو شود.»‏
دامادي در اين فيلم سوژه آشناي جابه جايي دو نفر با يكديگر و قرار گرفتن آن ها در دو موقعيت متفاوت را ‏دستمايه كار خود قرار داده است. اينكه چرا دامادي به سراغ اين سوژه رفته سوالي است كه در پاسخ به ان مي ‏گويد:« براي ساخت يك اثر سينماي با چندموقعيت محدود روبه رو هستي در ژانر كمدي اين محدويت بيشتر هم ‏است ،يكي از اين محدود موقعيت ها جابه جايي دو نفر با يكديگر و قرار گرفتن آن ها درشرايط نا شناخته است كه ‏غالبا فيلم هاي توليد شده با اين موضوع فيلم هاي پر مخاطبي هم بوده اند و چون قصدم بر اين بود كه در جذب ‏مخاطب با مشكل كمتري روبه رو شوم به سراغ اين سوژه رفتم.»‏
اما «يك اشتباه كوچولو» به گفته تهيه كننده اش با توجه به نگاه متفاوت دامادي به سوژه تبديل به يك كمدي ناب و ‏جذاب شده است او ميگويد:« حضور تيم حرفه ايي در پشت صحنه ووجود بازيگراني چون امين حيايي، ‏محمدرضا شريفي‌نيا، مريلا زارعي، شيلا خداداد، روشنك عجميان و... جذابيت اين كار را دوچندان كرده است.»‏
فيلم برداري فيلم سينمايي «يه اشتباه كوچولو»از نهم دي ما سال گذشته در خيابان پاسداران شروع شد شانزدهم ‏بهمن ماه نيزبه پايان رسيد . بنا به گفته تهيه كننده تدوين فيلم هم زمان با مراحل پاياني فيلم برداري توسط بهزاد ‏مصلح شروع شده و تا اواخر فروردين ماه سال جاري اين مرحله از كار به پايان مي رسد و پس از آن با انتخاب ‏آهنگساز ساخت موسيقي فيلم شروع خواهد شد. پخش اين فيلم را شركت سينمايي " شكوفا فيلم" برعهده دارد و در ‏خلاصه داستان ان امده است: "دو بي‌قرار بر سر يك قرار، به‌هم نمي‌رسند و همين‌ دستمايه فيلم «يك اشتباه ‏كوچولو» است"‏
همچنين نام فيلم سينمايي " يه اشتباه كوچولو" براي اكران عمومي تغيير ميكند.دامادي در اين باره مي گوييد:" نام ‏فيلم برآمده از محتواي آن است ، اما دوستان توليد معتقد هستند كه اين نام براي يك هثر كمدي نام مناسب و مخاطب ‏پسندي نيست.بنا براين تصميم بر تغيير نام فيلم گرفته ايم و به همين منظور هم زمان با ارائه فيلم براي دريافت ‏پروانه نمايش تقاضاي تغيير نام را هم ارائه خواهيم داد، بنابراين تا زمان آماده نمايش شدن فيلم با همفكري دوستان ‏نام مناسبي براي آن انتخاب خواهيم كرد

سيروس الوند: «زن دوم» در کنار آثاری چون «یک‌ بار برای همیشه» و «چهره» از آثار شاخص کارنامه فیلمسازی

سيروس الوند: «زن دوم» در کنار آثاری چون «یک‌ بار برای همیشه» و «چهره» از آثار شاخص کارنامه فیلمسازی من است
سيروس الوند: «زن دوم» در کنار آثاری چون «یک‌ بار برای همیشه» و «چهره» از آثار شاخص کارنامه فیلمسازی من است


سينماي ما- کارگردان فیلم سینمایی "زن دوم" این فیلم را در کنار آثاری چون "یکبار برای همیشه" و "چهره" از آثار شاخص کارنامه فیلمسازی خود می‌داند. سیروس الوند درباره اکران نوروزی تازه‌ترین فیلم خود گفت: "اکران عید زمانی خوب بود و شرایطی مناسب برای فروش فیلم به وجود می‌آورد. اما در شرایط فعلی تلویزیون به عنوان یک رقیب در کنار سینما برنامه‌ها و فیلم‌های متنوع در تعطیلات نوروز پخش می‌کند و بسیاری از مردم نیز در دید و بازدید یا مسافرتند. فقط از دهم عید به بعد شرایط بهتر می‌شود."
وی در ادامه افزود: "البته از طرفی نمایش "زن دوم" در سینما آزادی اتفاقی مهم است که می‌تواند به توفیق آن کمک کند. فیلم من با اینکه نسبت به فیلم‌های دیگر سالن‌های کمتر دارد، اما پیش‌بینی می‌کنم فروشی خوب داشته باشد. من به موفقیت "زن دوم" در اکران با وجود رقبایی جدی امیدوارم. باید دید مخاطب دنبال فیلم‌های کمدی است یا می‌خواهد فیلمی جدی ببیند."
کارگردان "زن دوم" از این فیلم بعد از "یکبار برای همیشه" و "چهره" به عنوان یکی از آثار شاخص کارنامه خود نام برد و درباره درباره اقتباس از کتاب فرشته طائرپور و مینو کریم‌زاده گفت: "این کتاب فیلمنامه شده بود و من از روی فیلمنامه کار را ساختم. ما نسخه‌ای 150 دقیقه‌ای از فیلم تهیه کردیم که بعد از اکران در شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود."
الوند افزود: "تبدیل کردن رمان به فیلم سینمایی ساده نیست و فکر می‌کنم تبدیل کردن داستان‌های کوتاه به فیلم مناسب‌تر باشد. در ایران کمتر مخاطبی فیلم بالاتر از 100 دقیقه را تحمل می‌کند، در حالی که در سینمای دنیا وضع به این شکل نیست. ما هم خیلی سعی کردیم از زمان نرمال فیلم‌های سینمای ایران خارج نشویم، اما با توجه به کتاب امکانپذیر نبود و فیلم 118 دقیقه شد."
این فیلمساز درباره حضور ستاره‌ها در "زن دوم" و تاثیر آن بر فروش فیلم گفت: "حضور ستاره‌ها در هر فیلم دلیل قطعی برای موفقیت در اکران نیست. ما آثاری در سینما دیده‌ایم که با وجود ستاره‌ها نتوانستند به فروش خوب در نمایش عمومی برسند. توفیق یک فیلم در اکران بستگی به فیلمنامه، کارگردانی، بازیگران و ... دارد و این مجموعه با هم باعث فروش موفق فیلم می‌شود."
وی با اشاره به بازی محمدرضا فروتن و نیکی کریمی در فیلم افزود: "هر دو اینها از بازیگران خوب سینما هستند و من از نتیجه کار با آنها بسیار راضی‌ام. کریمی در "زن دوم" یک بازی ماندگار ارائه کرد و فکر می‌کنم در کنار نقش "سارا" این نقش یکی از بازی‌های ماندگار وی محسوب می‌شود. فروتن هم بسیار خوب بازی کرده است."
الوند در پایان درباره مثلث عشقی فیلم "زن دوم" گفت: "موضوع فیلم ما تازه است و ربطی به سوژه‌های سه نفره یا مثلث عشقی ندارد. ما در این فیلم شکلی تازه از این روابط را مورد بررسی قرار دادیم و به نوعی در آن موقعیت زن دوم در جامعه به تصویر کشیده می‌شود. ما از منظری تازه به این موضوع نگاه کردیم."
"زن دوم" بر مبنای کتابی به همین نام به قلم طائرپور و کریم‌زاده سال 86 ساخته شد و اکران نوروز گروه سینمایی آزادی است. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب است که با رسیدن خبری به بحران کشیده می‌شود. آدم‌هایی از گذشته فراموش‌شده هر کدام پا به ماجرا می‌گذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود می‌آورند.
محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی از بازیگران فیلم هستند. از دیگر عوامل فیلم می‌توان به غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، جهانگیر میرشکاری صدابردار، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس و محمدرضا قومی طراح چهره‌پردازی اشاره کرد.
این فیلم همزمان با سینماهای فرهنگ، فلسطین، صحرا، اریکه ایرانیان، پایتخت، ملت و موزه سینما در شهرهای اصفهان، شیراز، مشهد، کرمان، اهواز، چالوس و ... نیز به اکران عمومی درآمده است.

زنده به گور شد تا عبرت گرفت...

زنده به گور شد تا عبرت گرفت...
زنده به گور شد تا عبرت گرفت...


سينماي ما- مجموعه نوروزی "پیامک از دیار باقی" سیروس مقدم به مقوله تجارت با مرگ و قرابت مرگ و زندگی بر بستری طنز می‌پردازد، ولی در ادامه نمی‌تواند تعادل لازم را در انتخاب لحن حفظ کند و دچار چندپارگی می‌شود. مقدم که شهرتی خاص در انجام کارهای سخت و ناممکن در عرصه تلویزیون دارد، این بار هم در فرصت کوتاه باقیمانده تا نوروز 87 (بهمن 86)؛ عهده‌دار ساخت مجموعه نوروزی شبکه اول سیما شد.
مجموعه‌ای که می توانست برای او به منزله یک نقطه عطف محسوب شود، بخصوص از جهت ورود به حیطه طنز و کمدی و البته کار بر لبه تیغ مرگ و زندگی. او پس از تجربه‌هایی خاص در کارنامه خود همچون 90 شبی جدی در "نرگس"، ماورایی مناسبتی در "اغما" و ... این بار نوروز را تجربه کرد تا در عرصه‌ای جدید خود را محک بزند.
محسن تنابنده نویسنده این مجموعه است که تجربه نگارش فیلمنامه‌های "چند می‌گیری گریه کنی؟" و "اگه می‌تونی منو بگیر" شاهد احمدلو، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی، طرح اولیه "فرزند افیون" مجید جوانمرد، سرپرستی نویسندگان مجموعه 90 شبی "زندگی به شرط خنده" مهدی مظلومی برخی فعالیت‌های او هستند. تنابنده هر از گاهی بازی هم می‌کند و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد را از بیست و ششمین جشنواره فجر برای بازی در "استشهادی برای خدا" به دست آورد.
نکته جالب در مرور کارنامه او اینکه تم و بستر اصلی مجموعه "پیامک از دیار باقی" بسیار نزدیک به فیلم "چند می‌گیری گریه کنی" است؛ هر دو به نزدیکی مرگ و زندگی بر بستر طنز پرداخته و به نوعی به مقوله تجارت با مرگ توجه دارند. محور اصلی مجموعه کاراکتری فرصت‌طلب و کلاهبردار به نام منصور سیم‌خواه (محمدرضا شریفی‌نیا) است که شمایلی ظاهرالصلاح برای خود برگزیده تا اعتماد دیگران را جلب کند.
ایده جذاب اولیه که حضور این کاراکتر را واجد پتانسیلی ویژه مجموعه کرده، نکته‌ای از پیش تعیین‌شده است. راهی که سیم‌خواه برای فرار از دست طلبکاران انتخاب می‌کند؛ یعنی مردن نمایشی راهکاری است که چندان جدید به نظر نمی‌آید، ولی طبعاً آنچه می‌تواند آن را تازه و جذاب کند، چیدمان شرایطی است که رسیدن به این راهکار را واقعی جلوه دهد.
هسته اصلی‌تر که به نظر می‌آید در این ایده و راهکار مورد نظر نویسنده بوده، چیدمان شرایطی است که سیم‌خواه را در موقعیت واقعی زنده به گور شدن قرار می‌دهد. اما این اتفاق در چندمین قسمت از مجموعه وارد کار شده است؟ نزدیک به قسمت‌های آخر و در شرایطی که بخش اعظم مجموعه صرف مقدمه‌چینی‌هایی می‌شود برای حجیم شدن عرض قصه نه کمکی ویژه به پیشبرد آن.
هر چند قسمت‌های ابتدایی کارکرد معرفی و تثبیت روابط شخصیت‌ها را دارد، اما به تدریج مقدمه‌چینی بدل به حاشیه‌پردازی می‌شود. رابطه سیم‌خواه با همسرش بدری (افسانه بایگان)، چگونگی حضور شیرین (شیلا خداداد) به عنوان زن دوم، رابطه دایی (حمید لولایی) و همسرش با این خانواده و در نهایت نوع حضور دو پسر او حامد (حامد کمیلی) و حمید (سروش گودرزی) از مواردی هستند که پس از معرفی کاربردی به ورطه تکرار می‌افتند.
داستانک‌هایی هم که برای سرک کشیدن به قصه فرعی آنها طراحی شده در مسیر همین تکرار محض کارکرد خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال رابطه حمید با نامزد و پدر نامزدش، رابطه دایی و زن دایی با هم و همچنین با بدری، رابطه فتح‌الله (افشین سنگ‌چاپ) و نقی (رامین راستاد) و ... از جمله این چینش‌هاست که داستانک‌های برخی از آنها در پیشرفت دچار افت و خیز شده و در حد همان تعریف اولیه باقی می‌ماند.
اما در وجه مقابل می‌توان به نوع حضور شیرین اشاره کرد که در خط فرعی مربوط به او اوج و فرود و پیشرفت داستانی حاصل می‌شود و در واقع می‌توان گفت در زیرلایه آن همگام با خط اصلی روندی پویا اتفاق می‌افتد. حضور مادر شیرین، آشکار شدن شیوه آشنایی او و سیم‌خواه در مقطع میانی، بارداری، حضور او با فشار مادر در مراسم خاکسپاری سیم‌خواه و ... نقاط عطفی هستند که می‌توانند در عین حال شخصیت را هم به تدریج معرفی کنند.
همانطور که اشاره شد پاشنه آشیل مجموعه چگونگی طراحی شرایطی است که سیم‌خواه را وادار به انتخاب راهکار مرگ نمایشی و در مرحله بعد اجبار او به زنده به گور شدن است. این بخش با ازدیاد برخی خطوط فرعی ناکارآمد در مقطعی از داستان اتفاق می‌افتد که دیر شده و ماجرا به مدد داستان‌های فرعی جلو می‌رود، بدون آنکه در خط اصلی اتفاقی پیشبرنده بیفتد.
نویسنده برای رسیدن به این چینش ابتدایی دست به کاری زده که به منزله گرفتن پتانسیل از فضای خارج از قصه است. به این ترتیب که حامد با ضمانت پدر از زندان آزاد می‌شود تا او را به کسی معرفی کند که می‌تواند مراسم مرگ نمایشی برایش تدارک ببیند. چینشی غریب که تعریف روابط را دچار نکته‌ای خاص می‌کند، در وجه اول اینکه زندان رفتن به لطف این مجموعه بدل می‌شود به مثلا رفتن سر کوچه یا احتمالاً سفری کوتاه‌مدت و دیگر اینکه قبح زندان رفتن هم کلاً با این نوع نگاه شکسته می‌شود.
با گذر از این مرحله که یک فرد از خارج قصه راهکاری را به قصه تحمیل می‌کند و از ابتدا هم معلوم است پذیرفته می‌شود، حضور کاراکتر فرعی غلام ورنی (رضا شفیعی‌جم) هم از مواردی است که دچار درشتنمایی غیرکابردی شده است. حضور شفیعی‌جم همانطور که در برخی کارهایش به عنوان یک آیتم برای نفس کشیدن مخاطب یا فرار از زیر بار فضای متشنج موجود بکار رفته (مانند فیلم "ارتفاع پست")، در "پیامک از دیار باقی" هم کاربردی آیتم مانند پیدا می‌کند.
تکیه بیش از حد بر طنز این شخصیت و پررنگ کردن حضورش تنها اجبار سیمخواه را برای زنده به گور شدن به تعویق انداخته و موکول به قسمت‌های پایانی می‌کند که کاملاً دچار تغییر لحن شده و از طنز تزریق شده به موقعیت‌های پیشین فاصله می‌گیرد. نویسنده برای پیوند زدن این کاراکتر تلاش کرده پس از این ماجرا با آمدن گاه و بیگاه غلام برای تلکه کردن و سکانس زائد پایانی او را به خط اصلی سنجاق کند که پیشاپیش تمهیدی شکست‌خورده است، چون دارای چنین پتانسیلی نیست.
در نقطه مقابل نوع حضور فتح‌الله و نقی (کارگردان برج) هم قابلیت بدل شدن به آیتم را دارد، ولی در ادامه با عذاب وجدان فتح‌الله که او را به سر قبر سیم‌خواه می‌کشاند، نویسنده می‌تواند آنها را به خط اصلی قصه پیوند و حضورشان را گسترش دهد. در این میان باید به تیپ‌سازی ماهرانه این دو بازیگر در خلق یک زوج طنز جدید اشاره کرد که همذات‌پنداری مخاطب را جلب می‌کند.
مجموعه "پیامک از دیار باقی" در قسمت‌های انتهایی دچار تغییر لحن اساسی می‌شود و از آنجا که دست نویسنده و سازنده از طنز و کمدی تزریقی خالی شده، تلخی و گزندگی آن بخصوص در این تضاد لحن توی ذوق می‌زند تا در سکانس‌های متوالی مخاطب شاهد زنده به گور ماندن سیم‌خواه و عبرت گرفتن او از مرگ نمایشی خود باشد.
از اینجا به بعد پایان غیرقابل پیش‌بینی که تا جایی نقطه قوت این مجموعه را (در عین طنز گاه لوده و سطحی کار) تشکیل می‌داد، نیز از دست می‌رود تا دیگر این نقطه امتیاز را هم از دست داده و پایان اخلاقی، متنبه شدن سیم‌خواه، رفتن هر دو زن به یک جبهه و ... طبق کلیشه‌های نخ‌نما خیلی پیشتر لو رفته و جذابیت خود را از دست بدهد.
مجموعه تلویزیونی "پیامک از دیار باقی" به کارگردانی سیروس مقدم نوروز 87 در 15 قسمت هر شب ساعت 22 از شبکه اول سیما پخش شد

نسل جادویی با بازی باران کوثری

باران کوثری بازیگر سینما و عوامل پشت صحنه نسل جادویی

عکس از باران کوثری بازیگر سینما و تلویزیون

عکس از بازیگران سینما باران کوثری در فیلم تقاطع

باران کوثری بازیگر توانای سینما و تلویزیون

مهران مدیری یک بیانیه تند رسانه ای با چند نکته ارزشمند

یک بیانیه تند رسانه ای با چند نکته ارزشمند
یک بیانیه تند رسانه ای با چند نکته ارزشمند


سینمای ما - بنابر گزارش‌های غیر رسمی، سریال «مرد هزار چهره» از شبکه سوم سیما، پرمخاطب‌ترین مجموعه تلویزیونی در تعطیلات نوروزی بوده است و البته بنابر آنچه که تا امروز در فضای خبری مشهود است، باید آن را بیش سایر برنامه‌های ارائه شده در کانون توجه، نقد و تحلیل دانست.



بسیاری منتظر بودند تا پس از مدتها کم‌کاری سیما در ارائه‌ی طنز مخاطب‌پسند، نتیجه همکاری مهران مدیری را با نویسندگان مطرح مجموعه‌های طنز از جمله برادران قاسم‌خانی تماشا کنند. رسالت این نوشته، تحلیل نقاط قوت یا ضعف ساختاری و محتوایی این مجموعه طنز نیست گو اینکه نباید از جذابیت مورد اذعان اکثریت مخاطبان چشم‌پوشی کرد؛ ولی به هر تقدیر در این میان شیوه نقد هنرمندانه‌ی گرایشهای سانتی‌مانتال به هنر و بویژه گرایش روبه تزاید قشر مرفه و به اصطلاح «بالای شهری» به معنویت‌های سکولار مدرن و انواع هندی عرفانهای نوظهور در این سریال قابل توجه و ارجمند به نظر می‌آید.



به‌خصوص به سخره گرفتن برخی گرایش‌های سست سیاسی نظیر کمونیسم که در حد تشابهات ظاهری و حرف و شعار باقی می‌ماند و بیشتر با مصرف مواد مخدر و شب‌نشینی تلازم دارد تا آرمان‌گرایی عملگرا، در نوع خود در این سریال قابل تقدیر است.



ولی شاید آنچه بیش از همه قابل بحث است، پرداخت به طرح امنیت اجتماعی است که تا حد یک بیانیه‌ی تند رسانه‌ای تنزل يافت. این مساله از آن حیث نیز حائز اهمیت است که تلویزیون در موارد بسیاری حمایت خود را از طرح امنیت اجتماعی اعلام کرده و نشان داده است اما چنین مواجهه‌ی اثرگذار و قابل تأملی، نشانگر این است که مسئولین سازمان، چندان هم به نگاه انتقادآميز نسبت به اين طرح، بی‌علاقه نیستند.



در قسمتهای میانی این سریال مقارن با ورود ناخواسته‌ی مرد هزار چهره به عنوان رییس یک کلانتری به مجموعه‌ی نیروی انتظامی، با مجموعه‌ای از نشانه‌های گویا و شفاف از طرح امنیت اجتماعی مواجه می‌شویم. در این قسمت، با صراحت، تقریباً مجموعه‌ی کاملی از نقدهای روشنفکرانه به این طرح مطرح می‌شود. هر سکانس از این بخش، به‌طور روشن، یک پاراگراف از حملات روزنامه‌ها و نشریات منتقد را در قالب تصویر عرضه کرد.



تداخل در مأموریت نهادهای رسمی و تضییع حقوق شهروندی را می‌توان شاه‌بیت این بیانیه‌ی منتقدانه دانست؛ یکی از مهمترین انتقادات چند سال اخیر که با حذف نهاد دادسرا در ایران به اوج خود رسیده بود، تداخل وظایف نهادهای رسمی به‌خصوص ضابطین قضایی و نهاد قضاست که در این سریال با تأکید فراوان مورد توجه قرار گرفت.



داستان مرد هزار چهره تلاش دارد تا عملکرد طرح امنیت اجتماعی را در همین راستا به عنوان فرآیندی ناعادلانه که حقوق مسلم شهروندی را زیر پا می‌گذارد، تحلیل کند. سرهنگ غفاری با خودسری و بدون طی کردن مراحل قانونی از طرفی آزادی‌های مدنی افراد محله را با سوءظن‌های مداوم نقض می‌کند و از طرفی با ناديده گرفتن تشریفات قانونی مربوط به بازپرسی و بازداشت موقت، حقوق متهمین را تضییع می‌نمايد.



مدیری در سریال خود اصرار دارد كه طرح امنیت اجتماعی را از طرفی با فساد و جاه‌طلبی و از طرفی با جهل مأمورین نیروی انتظامی پیوند بزند. اتفاقی که در نهایت نه تنها رضایت شهروندان را در پی ندارد بلکه موجب اغتشاش و بی‌نظمی بیشتر می‌شود.



شیوه‌ی نقد مدیری، همخواني ویژه‌ای با نگرانی‌های روشنفکرانه‌ی برخي حقوقدانان در سال‌های اخیر ایران دارد. نگرانی‌هایی برآمده از میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون اروپایی حقوق بشر که مشمول حقوق تضمین شده‌ی متهمین، رسیدگی منصفانه و ترافعی و شیوه‌های بازپرسی عادلانه است. بسیاری از این حقوقدانان بدون توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و ویژگی‌های تاریخی ایران، بدنبال اجرای فرآیندی مشابه آیین دادرسی کشورهایی نظیر ایتالیا و فرانسه هستند؛ عمده‌ی انتقادات وارده به طرح امنیت اجتماعی از طرف این دسته از حقوقدانان نوعی بررسی تطبیقی میان عملکرد ضابطین قضایی ایران با قوانین کشورهای مذكور است. این در حالیست که بسیاری از حقوقدانان و بویژه جرم‌شناسان، قائل به رهگیری یک سیاست جنایی متفاوت نسبت به «مجرمین خطرناک» می‌باشند. بخش مهمی ازمجرمین خطرناک کسانی هستند که با ارتکاب جرایم خیابانی و جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، به‌طور شاخصی نظم عمومی را مخدوش می کنند. این دسته دقیقاً گروه هدف طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی ایران بوده‌اند.



صرف نظر از انتقادات علمی، به هر تقدیر به نظر می‌رسد چشم بر اثرات مثبت يك طرح بستن و تمسخر آن، -خصوصاً با توجه به رضایت عمومی شهروندان از دستگیری اوباش و کاهش محسوس فعالیت‌های مجرمانه ی آنان- غیرمنصفانه باشد. هر چند سیمای جمهوری اسلامی چندی پیش نیز در یک نمایش سؤال برانگیز در برنامه کوله پشتی، با طرح مطالب توهین آمیز به نیروی انتظامی موجبات کدورت خاطر مخاطبان را فراهم آورد.



همچنين رويكرد هاي متناقض صداوسيما در قبال طرح امنيت اجتماعي طي يك سال اخير، نمايي از آشفتگي و هزارچهرگي سياستگذاري را نشان مي‌دهد. به‌طوري‌كه حمايت و انتقاد از اين طرح حائز توازن لازم نبوده و مطلق‌انگاري در آن، پيداست.

مهران مدیری یا سرهنگ غفاری

یک بیانیه تند رسانه ای با چند نکته ارزشمند

این جا تهران است...

مهدی پورامین: اینجـا تهــران است؛ و نگاه فیلمسازان اجتماعی ما باید آیینه تمام نمایی از زندگی معاصر جامعه شهری باشد.مدت ها است که از دیدن "فیلم اجتماعی" خوب و سالم محروم شدیم. فیلمهایی هم که داعیه این نگاه را دارند یا در جو سانتی مانتالیزم مرسوم،دچار شعارزدگی می شوند؛ ویا همچون فیلم مستند "خسرو عبدالله زاده" (نیما شاهرخ شاهی) در "دایره زنگی" با ارائه تصاویر اگزوتیک (غریب نما) و سیاه نمایی مطلق از ایران در پی کسب جایزه در فستیوال های خارجی هستند. در این شرایط، "دایره زنگی" نمونه خوبی از یک "فیلم شهـری" همراه با "طنز تلخ اجتماعی" است.فیلم با شناخت درست و واقعی از شرایط روز،موضوع "ماهـواره" را به عنوان عامل بغرنجی در خانواده های سنتی و شبه روشنفکری مطرح می کند.با این رویکرد که خانواده ایرانی هنوز نتوانسته مابین ارزش های سنتی-مذهبی خود و عوامل غیر قابل کنترل دنیای مدرن (ماهواره و اینترنت و...) تعادل و تعاملی برقرار کند. در نتیجه تمامی سطوح جامعه دچار تناقض های فرهنگی-اجتماعی می گردد؛ که این حالت پارادوکسیکال دستمایه ای برای طرح داستان "دایره زنگی" است.اینگونه است که مثلا "شعله" (بهاره رهنما) نذر می کند در صورت برگذاری کنسرت لس آنجلسی اش،یک ماه سفره حضرت عباس(ع) برپا کند! ... با نشانه شناسی فیلم ، این پاردوکس می شود تقابل "پیرجامه" با "ماهواره" !! از زاویه ای دیگر،"دایره زنگی" فیلمی است در امتداد جریان فکری-محتوایی "چهارشنبه سوری" . اگر "اصغرفرهادی" مضامین آسیب شناسی فرهنگی را در "چهارشنبه سوری" به شکل رئال و با لحنی تلخ و گزنده روایت می کرد؛ این بار در "دایره زنگی" همان دغدغه های اجتماعی-فرهنگی را به کمک "پریسا بخت آور" با فرمی شاد و لحنی کمیک تصویر می کند. در "چهار شنبه سوری" بیننده همراه با "روحی" (ترانه علیدوستی) به آپارتمانی وارد می شود تا از لایه های پنهان مناسبات یک خانواده متوسط شهری مطلع شود. در فیلم "دایره زنگی" نیز مخاطب همراه با "محمد و شیرین" (صابر ابر و باران کوثری) به بهانه نصب دیش ماهواره درگیر ماجراهای آپارتمانی می شود که هریک از همسایه های آن نماینده قشر خاصی از یک طبقه اجتماعی است. مضمون "تشکیک در کانون خانواده" و "بحران های جنسی-عاطفی" در آثار متاخر "اصغر فرهادی" چه به عنوان کارگردان (در چهارشنبه سوری) وچه به عنوان نویسنده (در دایره زنگی) به خوبی هویدا است. هر چند سؤتفاهمات ایجاد شده در این فیلم، لحنی طنزآلود به خود می گیرد؛اما فیلم در پس این شیرینی، طعم گـَس ناامنـی اجتماعی-خانوادگی را در کام تماشاگر می گذارد. فیلمنامه "دایره زنگی" علی رغم شلوغی و پرسوناژهای متعدد،انباشته از "جزئیات و ظرائفی" است که هر کدام خط ربطی می شود برای اتصال داستانک های جاری در فیلم به یکدیگر.اینکه تمامی تصادفات داستانی و سؤتفاهمات ایجاد شده در فیلم توجیه منطقی و قابل باور داشته باشد؛ امری است که نشان از وسواس و دقت نظر نویسنده و کارگردان دارد. هر کدام از اتفاقات و دیالوگ ها پیش زمینه است برای اتفاقات بعدی به طوریکه تداخل و تضارب روایت های داستان در یکدیگر کامل کننده محتوای کلی اثر است. "پریسا بخت آور" به خوبی توانسته با کمک نشانه های سینمایی و کدگذاری تصویری مانع از سردرگمی تماشاگر در سیر حوادث متعدد داستان شود. ضرباهنگ تند و سرخوشانه فیلم نیز با تقطیع حساب شده سکانس ها در یکدیگر عامل دیگری در جذابیت فیلم است.ساختار بصری فیلم با تکنیک "دوربین روی دست" برای تعقیب بازیگران در صحنه های پر حرکت، پویایی فیلم را دوچندان کرده؛ و این در حالیست که در فضای محدود آپارتمانی عموماَ با کادرهای بسته (کلوزآپ و مدیوم شات) مواجه هستیم. با آنکه پرداخت دقیق و حساب شده فیلم، فصل زائد و دیالوگ بدون کارکردی را در فیلم باقی نگذاشته؛اما شاید با صرف نظر کردن از برخی حواشی غیر ضروری (ونه زائد) می شد خط اصلی داستان را پر رنگتر و تاثیر گذارتر از آنچه هست روایت کرد.تعدد مضامین و ریتم پرشتاب فیلم علی رغم ویژگی مثبت آن، فرصت تمرکز و تحلیل آگاهانه حوادث را از مخاطب عادی صلب می کند. و شاید این پرگویی است که فیلم را از رسیدن به انچه ماحصل "چهارشنبه سوری" بود؛ بازمی دارد. در "چهارشنبه سوری" تماشاگر این فرصت را داشت تا با تمرکز کافی بر سیر زندگی جاری در فیلم و با رد پیش فرض های غلط اولیه اش،به رهیافتی تلخ (اما به شدت واقعی) از زندگی شهری برسد. "دایره زنگی" نیز این شکل از روایت را در حالتی تعمیم یافته و وسیع تر در یک آپارتمان مطرح می کند.پس طبیعی است که برای هضم بهتر رویدادها نیاز به تامل بیشتر مخاطب باشد. دراینصورت شاید مخاطب عام هم بهتر بتواند با ریتم تند و پرشتاب فیلم همراه شده و نگاه دردمندانه فیلمساز را در پشت اتفاقات با نمک فیلم درک کند.نگاه هشدار آمیزی که با تاکیدات کوتاه فیلم بر عکس العمل "کودکان آپارتمان" قابل ردیابی است. مواجهه خردسالان با دنیای پر از ضدونقیض بزرگسالان نه تنها در دیالوگهای بامزه دخترک خانم مدیر، بلکه با اینسرت های تصویری کارگردان بر چهره کودکان، در سیر بحران های فیلم خود نمایی می کند. این همان هشداری است که در "چهارشنبه سوری" نیز به شکلی گذرا بر پسربچه خانواده و اتفاقات مدرسه اش اشاره شده بود. "دایره زنگی" بعد دیگری از "عـدالت اجتمـاعی" را به چالش می کشد. آنجا که حتی قانون هم دستش از رسیدن به "عدالت" کوتاه می ماند. هرکدام از ساکنین آپارتمان تنها در پی رفع مشکلات شخصی خودشان است،که درگیر ماجراهای سلسله دار نصب ماهواره می شوند. هرچند هر کدام نسبت به این مسئله موضع شخصی خود را دارند(که می تواند درست یا غلط باشد)؛ اما برای رسیدن به مقصودشان ملاحظه هیچ کـس دیگری را نمی کنند! در این میان تنها "محمد"(صابر ابر) است که صادقانه برای کمک به "شیرین"(باران کوثری) به آب و آتش می زند. پس چگونه است که قـانون در پی این همه هیاهـو تنها او را مستوجب مجازات می داند؟! "دایره زنگی" به عنوان اولین فیلم "بخت آور" می تواند نقطه روشنی در "سینمای کمدی–اجتماعی" ایران محسوب شود. سینمایی که نه فیلمهای کمدی اش چیزی فراتر از "لودگی" ارائه می دهد و نه سینمای اجتماعی اش سنخیتی با جامعه کنونی دارد. پس باید ارزش فیلمهایی چون "دایره زنگی" را دانست؛ حتی اگر مجوز اکران در جشنواره نگیرد یا اصلاحیه های متعدد به فیلم اعمال شود! باید شرایط "واقـعـی" جامعه را درک کرد. گفتم که .... اینجـا تهــران است...!

جدال بر سر تعیین پرفروش ترین فیلم اکران نوروز

جدال بر سر تعیین پرفروش ترین فیلم اکران نوروز


سینمای ما - «به همين سادگي» رضا ميركريمي بهترين فيلم جشنواره‌ي فجر در اكران نوروزي تاكنون بيش از 27 ميليون و 500 هزار تومان فروش داشته است.

فرجي مدير امور سينمايي حوزه هنري به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: اين فيلم در 8 سينما تا 10 فروردين ماه به اين رقم فروش دست يافته است و مجموعه‌ي اريكه ايرانيان نيز بصورت تك سانس آن را نمايش مي‌دهد.

فيلم‌هاي «دايره زنگي» و «مجنون ليلي» هم در رقابتي تنگاتنگ با فروش به ترتيب 240 و 250 ميليون تومان با هم رقابت مي‌كنند.

بنا بر اين گزارش، فيلم «مجنون ليلي» قاسم جعفري گفته مي‌شود تا يازدهم فروردين‌ماه پرفروش‌ترين فيلم اكران نوروزي بوده است.

علي سرتيپي ـ پخش‌كننده‌ي اين فيلم ـ فروش آن را بعد از يازده روز در 22 سينما تهران، 250 ميليون تومان اعلام كرد.

به گفته‌ي سرتيپي اين فيلم روزانه بين 35 تا 37 ميليون تومان فروش دارد.

وي با اشاره به فيلم «زن دوم» به كارگرداني سيروس الوند به‌عنوان ديگر فيلمي كه توسط فيلميران اكران شده است، اظهار داشت: اين فيلم كه در 10 سينماي تهران در حال اكران است تا 11 فروردين ماه فروشش به 82 ميليون تومان رسيده است.

مصطفي شايسته ـ پخش‌كننده‌ي فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور ـ نيز فروش اين فيلم را 240 ميليون تومان تا 11 فروردين ماه اعلام كرد و افزود: فروش اين فيلم بعد از پخش تيزرش از تلويزيون بسيار رشد داشته است و روزانه به بالاي 35 ميليون تومان رسيده است.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فيلم اهانت‌آميز «فتنه» را محكوم كرد

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فيلم اهانت‌آميز «فتنه» را محكوم كرد


سینمای ما  سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي بيانيه‌اي در خصوص فيلم ضد اسلامي نماينده پارلمان هلند، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سازمان فرهنگ و تبليغات اسلامي، اين سازمان طي اين بيانيه، دسيسه جديد دشمنان اسلام در توليد فيلم اهانت آميز «فتنه» را محكوم نموده اين توطئه را حلقه‌اي ديگر از اقدامات ضداسلامي براي مخدوش كردن چهره سراسر رحمت و عطوفت اسلامي و قرآن كريم آخرين كتاب مقدس الهي خواند و همچون ساير نهادهاي اسلامي و بين‌المللي خواهان برخورد قاطع و شايسته همه مجامع فرهنگي و حقوقي با اين توطئه تفرقه انگيز شد.
اين بيانيه مي‌افزايد: در جهان خسته از خشونت و افراطي‌گري كه بيش‌ترين نياز به آرامش، صلح و همزيستي مسالمت آميز و ارتقاي معنويت احساس مي‌شود، متأسفانه اقدامات ضد ارزشي و ضد اخلاقي از سوي عناصر تندرو و افراطي مدعي آزادي آسيب جدي به تحقق اين اهداف وارد مي‌سازد.
اين بيانيه ادامه مي‌دهد: محكوميت اين اقدام تفرقه انگيز توسط نهادها و مجامع بين‌المللي و منطقه‌اي نشان از خواست جهاني در جهت جلوگيري از به خطر افتادن صلح بين‌المللي در نتيجه اين اقدامات مرزشكنانه و ضد ديني و اخلاقي است.
در پايان اين بيانيه آمده است: اين اقدام بار ديگر تكليف اساسي مراكز و نهادهاي علمي، فرهنگي و هنري جهان اسلام در جهت پرداختن و شناسايي ابعاد مختلف اسلام و قرآن كريم به جامعه بشري امروز را ايجاب مي‌كند و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آمادگي خود را در جهت همكاري براي توليد و ارائه آثار فاخر فرهنگي و هنري در كنار ديگر فعاليت‌هاي علمي خود اعلام مي‌دارد.

امین حیایی هنرپیشه سینمای ایران

 امین حیایی (هنرپیشه سینمای ایران)

عکس بازیگران سینما امین حیایی

 امین حیایی (هنرپیشه سینمای ایران)

امین حیایی

 امین حیایی (هنرپیشه سینمای ایران)

الناز و محمد

سينماي ايران | مجنون ليلي

محمد رضا گلزار و عوامل پشت صحنه

سينماي ايران | مجنون ليلي

محمد رضا گلزار در نمایشگاه

سينماي ايران | مجنون ليلي

الناز شاکر دوست و محمدرضا گلزار در مطب

سينماي ايران | مجنون ليلي