عکس بازیگران سینما هدیه تهرانی هدیه تهرانی
هدیه تهرانی بازیگران سینمای ایران
عکس بازیگران سینما هدیه تهرانی هنرمند سینمای ایران
عکس بازیگرانم سینما هدیه تهرانی و تبلیغات
عکس هنرپیشه های سینما پوریا پورسرخ
پوریا پور سرخ بازیگر سینما بکگراند
عکس بازیگران هدیه تهرانی - دنیا - قهوه جوش در دست
عکس بازیگران سینما هدیه تهرانی در فیلم قرمز
عکس بازیگران سینما هدیه تهرانی در فیلم شبانه
عکس بازیگران سینما پانته آ بهرام و فرهاد آئیش و آتیلا پسیانی
عکس هنرپیشه های سینما چهارمين دوره جشن بازيگري
فرهاد آئیش و آتیلا پسیانی چهارمين دوره جشن بازيگري
عکس بازیگرن زن سینما چهارمين دوره جشن بازيگري
عکس بازیگران سینما آتیلا پسیانی و فرهاد آئیش
هنرپیشه های سینما حمید جبلی و ایرج طهماسب - رفیق بد

بازیگران سینما حمید جبلی و ایرج طهماسب - رفیق بد
عکس هنرپیشه های سینما حمید جبلی و ایرج طهماسب - رفیق بد
عکس بازیگران سینما ایرج طهماسب، حمید جبلی، ریما رامین فر و ژاله صامتی - رفیق بد
به بهانه سالروز تولد سوفیا لورن
سوفيا لورن " در 20 سپتامبر سال 1934 با نام " سوفيا ويلاني سيكولونه" در شهر رم متولد شد، پدرش مهندس و مادرش بازيگر و معلم پيانو بود . پدرش یک دائم الخمر بود و همین امر باعث شده است که او از دوران کودکی اش خاطرات خیلی خوبی نداشته باشد چون در بیشتر موارد شاهد دعوا و زد و خورد میان والدینشبوده است .
لورن در سن 16 سالگي فعاليت سينمايي اش را با نقش هاي كوچك در فيلم هاي كوچك ايتاليايي آغاز كرد. وي همچنين مدل يك مجله هفتگي بود كه داستان هاي مصور را چاپ مي كرد.
لورن در رقابت هاي زيبايي محلي هم شركت كرده و چندين جايزه دريافت كرده است اما سرانجام توسط "كارلو پونتي"- تهيه كننده سينمايي كشف شد ؛ آنها روز 17 سپتامبر 1957 با هم ازدواج كردند اما ، ازدواج اول آنها به ناچار لغو شد تا پونتي به جرم دو همسري محكوم نشود ، آنها 9 آوريل 1966 دوباره با هم ازدواج كردند كارلو و ادواردو دو پسر آنها هستند .
با مديريت پونتي بود كه سوفيا سيكولونه به سوفيا لورن تغيير نام داد و در فيلم هايي هم چون" دوشب با كلئوپاترا" و" خودشه ، آره ! آره !" بازي كرد ؛ اين در حالي است كه فعاليت بازيگري لورن با ملاقاتش با " ويتوريو دسيكا مارسلو" در سال 1954 اوج گرفت.
تا اواخر دهه 1950 بود كه نام لورن در هاليوود مطرح شد و پسر دلفين سوار در سال 1957 و غرور و شور در همان سال فيلم هايي بودند كه او را به شهرت رساندند وي در غرور و شور با فرانك سيناترا و كري گرنت هم بازي بود و مدتي نیز با این بازیگر رابطه داشت .
حضور لورن در هالیوود باعث شد که با استودیوهای هالیوودی قرارداد امضا کند که مهمترین آن پنج قرارداد با استودیو پارامونت پیکچرز بود که او را به شهرتي جهاني رساند و نام این بازیگر را بیش از پیش بر سر زبان ها انداخت . همین امر باعث شد تا او به عنوان مظهر زیبایی در سینمای جهان مطرح شود و تا حد زیادی پیش زمینه های فکری را در زمینه زیبایی دچار تغییر و تحول کند و به شکلی او پایه گذار مدی جدید در هالیوود شد به طوری که نه تنها بازیگران زن هالیوودی بلکه بازیگر هم وطنش جینا لولو بریجیدا نیز در سایه شهرت و محبوبیت او قرار گرفتند موضوعی که تا به امروز نیز ادامه داشته است و از او به عنوان مشهورترین بازیگر ایتالیایی در تاریخ سینما یاد می شود و یا شاید هم اعتبار سینمای ایتالیا !
از جمله فيلم هاي مهم وي در دوره حضورش در هالیوود مي توان به " آرزو زير درخت نارون" اشاره كرد ، اين فيلم رمانتيك كمدي براساس نمايش نامه "خانه قايقي"- يوجين اونيل ساخته شده است و كري گرانت هم در آن بازي کرده است .
لورن توانايي بازيگري خود را در حوزه كمدي نیز به کار برده است ، به ويژه در پروژه هاي ايتاليايي كه توانست به راحتي خود را ابراز كند . هر چند در يادگيري زبان انگليسي هم به خوبي پيشرفت كرده بود و در فیلم های انگلیسی زبان نیز خوش می درخشید .
لورن در سال 1960 با بازي در فيلم " دو زن" جوايز زيادي از جمله" كن" ،" ونزيا "و " فستيوال برلين" را از آن خود كرد ؛ اسكار بهترين بازيگر نقش اول زن را هم دريافت نمود اين جايزه اولين جايزه مهم اسكار براي يك بازيگر غير انگليسي زبان بود.
در دهه 1960 لورن يكي از مشهورترين بازيگران زن جهان بود و هم زمان به بازي در فيلم هاي آمريكايي و اروپايي مشغول بود و با بزرگترين ستارگان مرد سينما كار مي كرد .
در سال 1964 با بازي در فيلم" سقوط امپراطوري رم" و دريافت دستمزدي يك ميليون دلاري بازي اش را كامل كرد و تبدیل به بازیگر زن جهان در آن زمان شد .فعاليت لورن پس از مادر شدنش كاهش يافت و در 40 و 50 سالگي در فيلم هاي همچون سفر و روز خاص بازي كرد.
در 1980 نقش خودش و مادرش را در فيلمي تلويزيوني بازي كرد اين فيلم براساس زندگي نامه خودش ساخته شد ؛" ريتزا براون" و "چيارا فراري" هم نقش لورن را در سنين پايين تر بازي مي كردند .
در سال 1982 پس از يك محكوميت 18 روزه در ايتاليا به خاطر اتهامات مالياتي نامش در تيتر روزنامه ها قرار گرفت اما به هيچ وجه محبوبيت وي را خدشه دار نكرد. در دهه 60 زندگي اش در انتخاب فيلم ها وسواس بيشتري به خرج داد و وارد حوزه هاي مختلف تجاري از جمله كتاب هاي آشپزي، عينك،جواهرات و عطر شد در فيلم آماده پوشيدن رابرت آلتمن در سال 1995 هم حضوري موفق داشت.
در سال 1991 به خاطر خدماتش به سينماي جهان اسكاري افتخاري دريافت كرد و به عنوان يكي از گنجينه هاي سينماي جهان معرفي شد .
در چند سال اخیر هر چند که سوفیا لورن در فیلمی حضور نداشته است ولی در فعالیت های بین المللی به عنوان نماینده از سوی جامعه ایتالیا حضور داشته است که از آن جمله می توان به حمل پرچم المپیک زمستانی تورینو در مراسم افتتاحیه در سال 2006 اشاره کرد . وي در سال 2003 حضور مختصري در كليپ موسيقي زندگي آمريكايي مدونا داشت ؛ در سال 2007 هم در سن 72 سالگي در فيلم تقويم پيرلي بازي کرد. در حال حاضر نیز پسر بزرگتر این بازیگر به عنوان کارگردان سینما مشغول به کار است .
نگاهي به سريال تلويزيوني «سال هاي برف و بنفشه»
ساخت سريال تاريخي، در مقايسه با سريالهاي ديگري كه براي تلويزيون ساخته مي شود، كار دشوارتري است و يكي از اين سريالهايي كه جديداً به عنوان سريال تاريخي از تلويزيون پخش مي شود، مجموعه «سالهاي برف و بنفشه» است.
مهمترين نكته اي كه در خصوص توليد و پخش چنين سريالي بايد در نظر داشت، نمايش اتفاقاتي است كه در خرداد ماه سال 42 رخ داد و حوادثي كه پيرامون اين واقعه مهم تاريخي شكل گرفت.
با توجه به اينكه بسياري از تاريخ نگاران معتقدند كه نطفه انقلاب سال 1357 ايران در واقعه 15 خرداد سال 42 شكل گرفت، اما اينكه تا به حال فيلمي در اين رابطه ساخته نشده، نشانه ضعف بزرگ فيلمسازان ما در اين عرصه است.
شايد برخي از منتقدان سختگير از اين سريال انتقاد كنند كه اين فيلم بيش از اينكه به حوادث 15 خرداد سال 42 و روزهاي نزديك به آن پرداخته باشد، با ايجاد يك مثلث عشقي يا كينه جويي هاي يك تيمسار ارتش، به داستان سازي و پيشبرد داستان سريال پرداخته است. البته تا حدي مي توان اين ايراد را بر سريال وارد دانست، اما بايد پذيرفت كه فيلم تاريخي، كتاب تاريخ نيست و مخاطبان يك سريال تلويزيوني نيز آنقدر با حوصله نيستند كه حوادث تاريخي را دقيقاً آن گونه كه اتفاق افتاده، دنبال كنند. بنابراين يك اصل همواره در ساخت چنين فيلمها يا سريالهايي وجود دارد و آن، ايجاد جذابيت حاشيه اي يك داستان تاريخي براي مخاطب عام است و وجود داستانهاي فرعي تا حد زيادي اين جذابيت را ايجاد مي كند، بخصوص اينكه پاي داستاني عاشقانه در ميان باشد. سريال «سالهاي برف و بنفشه» نيز با ايجاد چند داستان فرعي در كنار داستان اصلي خود سعي كرده تا بيننده را تا هر جا كه مي تواند با خود همراه كند.
نكته اي كه در خصوص داستان اصلي اين سريال مي توان ذكر كرد، آن است كه ماجراهاي مربوط به قيام پانزده خرداد، جزو داستانهاي فرعي سريال قرار گرفته و داستان زندگي مهندس فلاح و حوادثي كه براي او در مواجهه با آدمهاي مختلف ايجاد مي شود، داستان اصلي سريال واقع شده؛ يعني قيام 15 خرداد سال 42، دستمايه اي است كه بر زندگي شخصيت اصلي سريال اثر گذار مي شود و براي او تعيين مسير مي كند.
هر چند كه پرداختن به يك مقطع تاريخي مشخص در تاريخ سياسي اجتماعي ايران در صدا و سيما و در يك سريال تلويزيوني، اتفاق فرخنده اي است كه تا قبل از اين كمتر به آن پرداخته شده بود، اما اين سريال نيز چندان بدون اشكال نيست. نخستين اشكالي كه در اين سريال بيش از همه به چشم مي آيد، مربوط به گريم ها، فضاها و لباسهاي شخصيتهاي سريال است. در طراحي لباس و صحنه اين سريال به هيچ وجه دقت نظر لازم انجام نگرفته و در بسياري از موارد، تطابق تاريخي طراحي لباسها با آن مقطع تاريخي به چشم مي آيد.
به طور مثال در صحنه اي كه يك موتورسيكلت سوار براي گمراه كردن مأموران، مقابل خانه مهندس فلاح مي ايستد، موتورسيكلتي كه در اين صحنه به كار گرفته شده، كاملاً امروزي است و هيچ شباهتي به موتورسيكلت چهل و چهار سال پيش ندارد. گريم چهره شخصيتهاي سريال نيز هيچ شباهتي به آرايش مو و صورت در دهه 40 ندارد و بيننده در برخي موارد احساس مي كند كه شاهد داستاني است كه در روزگار معاصر اتفاق مي افتد.
شخصيت پردازي در اين سريال نيز بسيار ابتدايي و خام دستانه است، چون آدمهاي خوب، بيش از اندازه خوب و سفيد هستند و آدمهاي بد، بيش از اندازه بد و سياه و در اين ميان خبري از شخصيتهاي خاكستري نيست، در حالي كه در دنياي واقعي شخصيت آدمها به اين شكل و با اين كنتراست به چشم نمي آيند و با توجه به فضاي رئاليستي سريال، انتظار مي رفت كه به اين موضوع بيشتر توجه شود .
هر چند وجود يك پيش زمينه تاريخي براي اين شخصيتها تا حدي ايجاد هويت كرده است كه اين مورد نيز، بيشتر مربوط به فضاي تاريخي فيلم است و همين پيش زمينه باعث شده كه بر خلاف بسياري از سريالهايي كه هم اكنون از تلويزيون پخش مي شود و در آن همه چيز بدون شناسنامه است، همين فضاي تاريخي بتواند شناسنامه جغرافيايي و تاريخي مناسبي براي شخصيتهايش ايجاد كند تا شخصيتها بُعد بيشتري پيدا كنند .
با اين حال در برخي موارد، شخصيتهاي كليدي بخوبي تعريف نشده اند؛ به طور مثال شخصيت انقلابي كه وارد روستا مي شود و سعي در آگاهي دادن به مردم دارد، بي هويت به نظر مي رسد و توضيحات كافي درباره زندگي گذشته او به بيننده داده نمي شود و شخصيت او بيش از اينكه انقلابي به نظر برسد، شبيه يك آشوبگر تصوير شده است. در خصوص اهداف او نيز توضيح درستي داده نشده و مشخص نمي شود كه چرا مردم تا اين اندازه تحت تأثير او قرار مي گيرند. به بيان ديگر، شخصيت انقلابي فيلم كه شخصيتي كليدي در سريال به شمار مي رود، بسيار ناشناس به نظر مي رسد و به هيچ وجه جذابيتهاي لازم براي باورپذيري نقش خود در نزد مخاطب را نمي يابد.
از حيث بازي نيز، سريال با افت و خيزهاي زيادي همراه است. به طور مثال جهانگير الماسي به عنوان منفي ترين شخصيت سريال بر خلاف شخصيتهاي مثبت آن (از جمله «سام درخشان» كه بازي بسيار سطحي و بدي دارد) بازي قابل قبول و جذابي از خود به نمايش مي گذارد؛ يعني آن طور كه بر روي شخصيتهاي منفي سريال مانور داده شده، شخصيتهاي مثبت، فقط خوبند. همين!
به طور مثال درباره سالهاي تحصيل مهندس فلاح در خارج از كشور هيچ توضيحي داده نمي شود و يا در نوع رفتار او و گفتارش بسختي مي توان يك مهندس از خارج برگشته را تشخيص داد.
بدون شك اگر تحقيقات تاريخي بيشتري براي ساخت اين سريال انجام مي گرفت و در طراحي صحنه و دكور آن دقت نظر بيشتري اعمال مي شد، سريال «سالهاي برف و بنفشه» مي توانست كار بسيار بهتري باشد و تبديل به اثري ماندگار در تلويزيون شود.

























