تبليغاتX
>.: سلام به شما بازدیدکننده عزیز :.

.: برای برداشته شدن پرده سیاه و مشاهده وبلاگ روی بنر کلیک کنید (تشکر) :.

یک لحظه تامل X

یک کلیک برای زندگی

------------------

گروه خانواده

------------------

گروه معارف اسلامی

------------------

گروه علمی فرهنگی

------------------

گروه مهدویت

------------------

گروه تاریخ سیاست

------------------




عکس بازیگران سینما
 
عکس بازیگران سینما
 
 
آخرین عکس بازیگران سینما بیوگرافی تمامی
 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:41  توسط مریم  | 

دایره زنگی” که در زمره فیلم‏های اجتماعی - طنز قرار می‏گیرد پیرامون مسائل و مشکلات چندین خانواده که در یک آپارتمان در شمال شهر زندگی می‏کنند شکل می‏گیرد. عمده این مشکلات، پیرامون برخوردهای مختلف خانواده‏های ساکن در آپارتمان بر سر وسیله‏ای سرگرم کننده یا شاید مخرب به نام « ماهواره » صورت می‏پذیرد. نام این فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شده و با مضمون فیلم تطابق کامل دارد و در لحظه‏ای که تماشاگر رابطه میان نام و مضمون فیلم را درک می‏کند، در همان دقایق ابتدایی فیلم اعتمادی نسبی در وی پدید می‏آورد.
از نقاط قوت این فیلم می‏توان به بهره‏گیری از بازیگران حرفه‏ای سینمای ایران از جمله باران کوثری، امین حیایی، محمدرضا شریفی‏نیا و در پایان مهران مدیری اشاره کرد که با ایفای نقش در "دایره زنگی" قدرت و استعداد ذاتی خود در بازیگری را به رخ همگان کشیدند. سبک بازی مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در این فیلم به عنوان دو همسایه که ارتباط خانوادگی نزدیکی با یکدیگر دارند در بخش‏های مختلف برای تماشاگر لذت بخش است که از جمله آنها می‏توان به همراهی این دو بازیگر در هنگام پخش فیلم کوتاهی که خسرو (نیما شاهرخ‏شاهی) ساخته بود اشاره کرد. اینجاست که باید به نویسنده و کارگردان این فیلم تبریک گفت که این چنین سلیقه تماشاگران خود را می‏شناسند که به خلق چنین قسمت‏هایی در این فیلم پرداخته اند. "دایره زنگی" فیلمی نیست که با لودگی و با توسل به هر عاملی، زمینه خنده تماشاگر را فراهم کند. بلکه با طنزی نو که در گذشته سینمای ایران کمتر به چشم می‏خورد و با استفاده از روابط اجتماعی و گروه گرایانه افراد ساکن در یک آپارتمان به خلق صحنه‏های خنده‏داری می‏پردازد که مطابق میل تماشاگران است. باران کوثری (شیرین) در این فیلم باز هم نشان داد که پتانسیل تبدیل شدن به یک سوپر استار در سینمای ایران را دارد و می‏تواند به خوبی به عنوان یک بازیگر اصلی یا مکمل ایفای نقش کند. از نکته‏های تحسین برانگیز "دایره زنگی" تحلیل استفاده از ماهواره در خانواده‏های مختلف است و دلایل هر خانواده را برای پذیرش یا عدم پذیرش آن مطرح می‏کند. همین عامل است که بعد اجتماعی این فیلم سینمایی را جان می‏بخشد و تعامل میان بازیگران حول محور استفاده از ماهواره و نصب دایره زنگی (دیش) را مهیج می‏سازد. در قسمت‏هایی از فیلم، ماهواره در خانواده مهران مدیری به عنوان یک ارزش محسوب می‏شود و عاملی است که سبب می شود پدر مهران مدیری (سرهنگ) در خانه بماند و به تماشای شبکه‏های سیاسی ماهواره بپردازد. اما در طرفی دیگر امین حیایی و همسرش چهره‏ای منفور را از ماهواره در ذهن فرزند خود می‏پرورانند که در ادامه حول داستان‏هایی که شکل می گیرد همسر امین حیایی مجبور می شود تا یک دستگاه رسیور را برای مراسم پاتختی به عنوان کادو به عروس هدیه کند. این چنین است که در نظر فرزند خانواده یک پارادوکس شکل می‏گیرد و با بیان یکسری مسائل توسط آن دختربچه صحنه‏های طنز جذابی خلق می گردد. چنین پارادوکس‏هایی نیز در دیگر قسمت‏های فیلم از جمله نگاهی سطحی به مسئله زن‏های خراب باز هم تکرار می‏شود تا علاوه بر خنده حاصل از تناقض‏های میان تفکر کودکان و بزرگسالان، به معضل‏های اجتماعی فراوان در جامعه نیز پرداخته شود.
نقش سرهنگ نماد انسان‏هایی است که امروزه در اطراف ما زیاد به چشم می‏خورند. کسانی که برای قضاوت در رابطه با مسائل روز از تجارب و خاطرات نخ‏نمای خود کمک می‏گیرند و به هیچ وجه نمی‏خواهند شرایط حال را بپذیرند و به خود اجازه می‏دهند که مسائل سیاسی در ایران و کشورهای همسایه را بی هیچ دانشی تحلیل کنند و درصدد ایجاد جنبش‏های مخرب برآیند. (که نمونه‏هایی از آن را می‏توانیم در آن ساختمان نیمه کاره و حضور سرهنگ در میان آن افراد ببینیم که چگونه برای سیاست خط و نشان می‏کشیدند!) ترسیم چنین پدری که فرزندی همچون مهران مدیری دارد می تواند تفاوت میان نسل‏های مختلف را به خوبی نمایان کند.
در ابتدای فیلم نمایش قسمتی خاص از فیلم "پدرخوانده" در تلویزیون خانه عبدالله زاده بسیار هوشمندانه رقم خورده است. در آن صحنه از فیلم "پدرخوانده"، Sonny پسر Godfather به خانه خواهر خود می رود و هنگامی که مشاهده می کند که او از شوهر خود کتک خورده است بسیار عصبانی می شود. در پایان فیلم نیز همین خانواده عبدالله زاده است که نگران از رفتار و کنش های لیلا (ملیکا شریفی‏نیا) عکس العمل نشان می دهد و پدر خانواده برای یافتن و تنبیه دختر خود پا به محل تفریح وی (کوه) می‏گذارد. با مقایسه این دو روایت در کنار یکدیگر محوریت دختر خانواده در هر دو داستان را در می‏یابیم که بسیار نکته بیننانه در فضای فیلم گنجانده شده است.
سفر آنتالیا که بحث آن در طول فیلم، بوسیله مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا بارها و بارها مطرح می‏گردد یکی دیگر از مشکلات اجتماعی جامعه ما را مطرح می‏کند. خانم پریسا بخت‏آور در مقام کارگردان "دایره زنگی" این معضل را به خوبی نمایش می‏دهد و دروغ سفر آنتالیا که در ادامه تبدیل به یک سفر داخلی می‏گردد را در قالب طنزی دردآور مطرح می کند. مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در طول فیلم به گونه ای از سفر آنتالیای خود صحبت می کنند که انگار، خودشان نیز باورشان شده است که یک سفر خارج از کشور در پیش دارند و این در حالی صورت می‏گیرد که در جامعه ما نیز چنین چیزهایی رواج پیدا کرده است. "دایره زنگی" در تمامی صحنه‏های فیلم ریتم و آهنگ طنز و زمینه اجتماعی خود را حفظ می‏کند و در هیچ مقطعی تبدیل به یک نمایش کسل کننده برای تماشاگر نمی‏شود. البته نگارنده، انکار نمی‏کند که در مقاطعی از "دایره زنگی" نقصان‏هایی نیز وجود دارد اما در یک دید کلی نسبت به این فیلم می‏توان انسجام کار نویسندگی و کارگردانی را در کنار یکدیگر دریافت.
در پایان به نظر می‏رسد که خانم پریسا بخت‏آور در اولین تجربه کارگردانی سینمایی‏اش توانسته است نظر بسیاری از تماشاگران را به کار خود جلب کند و نوید فیلم‏هایی غنی‏تر را در آینده سینمای ایران دهد.

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:40  توسط مریم  | 

به همین سادگی " نمونه ای از همان نگاهی است که هنر مدرن به واسطه ی آن به تشکیک معیارهای بنیادی هنر پیش از خود پرداخت و از رهگذر آن به تغییر در سنت های روایی و زیبایی شناسانه یی پرداخت که شاید از زمان گیل گمش سومریان یگانه راه بیان هنری بود. اینکه هنر به خرج داستان گویی، در بطن تاریخ پیشامدرن نهادینه شده بود شاید نخستین مقاومت جدی برابر تغییرات روایی هنر مدرن بود. اینکه با عدول از منحنی ارسطویی هم می توان بیان هنری داشت چالشی عظیم در باورهای مخاطبین هنر در شکل عام حتا تا امروز بوده است. میرکریمی که تا پیش از "به همین سادگی" در فکر احیای این چالش نبود در فیلم اخیرش دست به جسارتی هنری می زند تا به جنبه های نوین تری از زیبایی شناسی دست یابد. "به همین سادگی " با طفره رفتن آگاهانه از پرداخت روایت داستانی کلاسیک و با دست مایه قراردادن همان چیزی که روزگاری منتقدان ِ مینیمالیسم آن را "رئالیسم کثیف"! یا "داستان های پپسی کولایی"! می خواندند قصد فرا رفتن از الگوهای تکرار شونده ی سینمای بیمار امروز ما را دارد. سینمایی که امروز در مبتذل ترین شکل ِبی قیدی به هنر به سر می برد. می توان فیلم میرکریمی را در زمره ی آثار محافظه کارانه ی مینیمال قرار داد که هنوز سعی در حفظ ارزشهای دراماتیکی می کند. اگر یک برش ساده از زندگی بدون هیچ علیت دراماتیکی که در ساده ترین شکل ممکن با گریز از هرگونه پیچیدگی فلسفی، سیاسی و بینشی تنها روایتگر است، را شکلی رادیکال از هنر مینیمال تصور کرد، "به همین سادگی" بی گمان شکلی محافظه کارانه تر است که در لابه لای خود به نگاهی منتقدانه در حوزه ی اجتماع هم دل بسته است. نگاهی که متاسفانه امروز در سینمای ما به شکلی ژست گونه بدون ژرف نگری مطرح می شود. مطرح کردن ضمنی معضلات اجتماعی برای زن خانه دار که به طرد شدگی اش از اجتماع منجر می شود که برای نمونه در صحنه ای از فیلم پسربچه غیر مستقیم این باور اجتماعی را که زن (خانه دار) برابر با آشپز است را مطرح می کند، دلیل قانع کننده ای برای طبقه بندی فیلم در سینمای اجتماعی نیست حتا اگر فیلمساز گوشه چشمی هم به آن داشته باشد. و فیلم به هیچ وجه در زمره ی آثار فمینیستی هم قرار نمی گیرد (با تعجب در جایی خواندم یک فیلم فمینیستی !!!!) چرا که فیلمسازش هدف بزرگتری یعنی نمایش صرف دارد. یکی از مصداق هایی که تاکید می کند الگوهای دراماتیکی در وهله ی دوم اهمیت قرار دارند، رقابت حسادت گونه ی زن با منشی شرکت شوهرش است که فیلم هیچ اصراری در بسط این بدبینی و رصد کردن آن را ندارد و فقط کافیست که بشقاب ها هنگام شنیدن کلمه ی "ماوس" از دست زن بیافتند. این ولع سیری ناپذیر فیلم برای نمایش بدون دغدغه ی روایتگری منجر به حذف آگاهانه ی راوی از فیلم می شود. چیزی که سالها پیش همینگوی آنرا مشخصه ی داستان مینیمال می دانست.
میرکریمی در دو فیلم قبلی اش علاقه اش به دغدغه های فلسفی در شکل ایمان مذهبی را نشان داده بود در "به همین سادگی" آن را کنار گذاشته است تا دغدغه ی جدید خودش را طرح کند. قهرمان میرکریمی تنهاست! و تمام شلوغی های پیرامونش آزادی های ذهنی اش را از او می گیرند. در صحنه ای طلایی از فیلم، زن درحال نوشتن شعرش است ولی همزمان مجبور است کارهای آشپزخانه را هم بکند و قراردهی این دو کنار هم به طنزی گزنده تبدیل می شود که تاکید دارد شخصیت زن فیلم مال ِ خودش نیست و این روزمرگی زندگی او را هر لحظه از خودش می گیرد. و همین ایده هاست که فیلم میرکریمی را در زمره ی سینمای محافظه کارتر مینیمال قرار می دهد تا از طرفی فیلمساز به نمایش رئالیسم روزمره از جایگاهی هنری بپردازد و هم مجال بیان دغدغه های اش را هم بدهد این بازنمایی رئال که دوربین روی دست به شدت به کمک عینی گرایی آن آمده است فرصت می دهد تا ورای پیچیدگی های مضمونی، روایی، زمانی و مکانی به همین سادگی باشد!

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:38  توسط مریم  | 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:37  توسط مریم  | 

اقلیما
(عكس: يلدا ذبيحي)

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:36  توسط مریم  | 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:35  توسط مریم  | 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:34  توسط مریم  | 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:33  توسط مریم  | 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:32  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:47  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:46  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:45  توسط مریم  | 

باران کوثری و صابر ابر - دایره زنگی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:44  توسط مریم  | 

محمدرضا شریفی نیا و کیانوش گرامی - دایره زنگی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:44  توسط مریم  | 

محمدرضا گلزار - مجنون لیلی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:43  توسط مریم  | 

حامد بهداد و ابوالفضل پورعرب - مجنون لیلی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:43  توسط مریم  | 

الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار - مجنون لیلی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:43  توسط مریم  | 

محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست - مجنون لیلی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط مریم  | 

الناز شاکردوست، محمدرضا گلزار، حامد بهداد، حمید گودرزی، رضا رویگری، نیما شاهرخ شاهی، یوسف تیموری و ... ابوالفضل پورعرب - مجنون لیلی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط مریم  | 

باران کوثری، نگار فروزنده و امیر نوری - دایره زنگی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط مریم  | 

باران کوثری و بهاره رهنما - دایره زنگی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:41  توسط مریم  | 

نسترن علی همدم و هنگامه قاضیانی - به همین سادگی

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:40  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:41  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:36  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:44  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:43  توسط مریم  | 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:42  توسط مریم  | 
 
  بالا